دختر کوچولو p
دختر کوچولو p7
چیزی در جوابش نگفتم و در اتاقو باز کردم و انداختمش رو تخت...
و رفتم در اتاقو قفل کردم و رفتم سمت پنجره
آروم آروم دکمه های پیرهنمو باز کردم درحالی که یه دستم تو جیبم بود
کوچولو داشت جیغو داد میکرد که چرا منو اوردی اینجا و از این چیزا
پیرهن سفیدمو دراوردمو انداختم اونور تخت برگشتم سمتش که از تخت بلند شده بود و پشت سرم وایستاده بود
دوتا دستمو کردم تو جیبم و آروم آروم رفتم سمتش اونم هی میرفت عقب تر تا زمانی که پاش به تخت خورد و افتاد رو تخت
حالا اون افتاده بود رو تختو منم بالاسرش وایستاده بودم
اون یه شلوارک لی ابی با کراپ مشکی پوشیده بود...
رفتم روش خیمه زدم و خودمو نزدیکش کردم طوری که با باز کردن لبامون ، لبامون بهم میخورد
ات
پسره ی هول که فک کنم اسمش جیمین بود خیلی نزدیکم بود
از حق نگذریم واقعا هات و جذاب بود ولی اصلا اینارو ولش
خیلی بهم نزدیک بود و نگاهش سمت گردن و لبام بود...
حولش دادم اونور که از زیرش در برم و اتفاقا موفقم شدم اما...
ادامه دارد...
مرسی که ۱۰۰ تایی شدیم جوجوها🎀🎀
دوستون دارم باییییی💋💋
چیزی در جوابش نگفتم و در اتاقو باز کردم و انداختمش رو تخت...
و رفتم در اتاقو قفل کردم و رفتم سمت پنجره
آروم آروم دکمه های پیرهنمو باز کردم درحالی که یه دستم تو جیبم بود
کوچولو داشت جیغو داد میکرد که چرا منو اوردی اینجا و از این چیزا
پیرهن سفیدمو دراوردمو انداختم اونور تخت برگشتم سمتش که از تخت بلند شده بود و پشت سرم وایستاده بود
دوتا دستمو کردم تو جیبم و آروم آروم رفتم سمتش اونم هی میرفت عقب تر تا زمانی که پاش به تخت خورد و افتاد رو تخت
حالا اون افتاده بود رو تختو منم بالاسرش وایستاده بودم
اون یه شلوارک لی ابی با کراپ مشکی پوشیده بود...
رفتم روش خیمه زدم و خودمو نزدیکش کردم طوری که با باز کردن لبامون ، لبامون بهم میخورد
ات
پسره ی هول که فک کنم اسمش جیمین بود خیلی نزدیکم بود
از حق نگذریم واقعا هات و جذاب بود ولی اصلا اینارو ولش
خیلی بهم نزدیک بود و نگاهش سمت گردن و لبام بود...
حولش دادم اونور که از زیرش در برم و اتفاقا موفقم شدم اما...
ادامه دارد...
مرسی که ۱۰۰ تایی شدیم جوجوها🎀🎀
دوستون دارم باییییی💋💋
- ۸.۸k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط