{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هفت معشوقه فصل پارت

هفت معشوقه فصل ۱ پارت ۳



دیگه از اون توره مسخره خسته شده بودم! من حق نداشتم برش دارم جیمین فقط این حقو داشت! هه..‌ کمال و تمام در خدمت آقا قرارم داده بودن..
+میشه این توره مسخره رو از روی صورتم برداری!؟
صدای نیشخندش رو از پشت سرم شنیدم
_دستات فلجه؟!
+نخیرررررر! فقط خیلی آدم قانون‌مندی هستم..
_خواهش کن!
+من؟؟ از تو؟؟
_به هرحال مجبوریم ۳ سال باهم راه بیایم! آره.. ازم خواهش کن!
+مشروب زیاد خوردی؟؟ مستی؟؟ سرت به جایی خورده؟!
_من به همچین چیزایی لب نمیزنم، ولی یک بانو باید به حرف آقاش گوش کنه!
+اههه.. نخواستم بابا!
تور رو با دستم کشیدم جوری که پاره شد..
اولش یکم مضطرب شدم اما چهر‌ه‌اش اومد مقابل چشمام..
چشمای ریز، صورت کشیده، لب و بینی خوش‌فرم و موهای یکم بلند.
از حد نگذریم خوشکل بود! البته.. به چشم برادری (بابا شوهرته برداری چیهه؟؟) خب نمیخوام شب اول بخورمش خووو! اه شب اوللللل!
نگاهمو دوره اتاق چرخوندم.
روی تخت پر بود از گلبرگ‌های رز و فضا با شمع لایت شده بود.
بالای تخت تور کار شده بود و یک تابلو که روش بزرگ چوب‌کاری شده بود N♡J .. چه فضای رمانتیکی هم درست کردن!
با چشمای پر از خواهش بهش خیره شدم.
_چیه؟! چرا اینجوری نگام میکنی؟
+تو که کاریم نمیکنی، نه؟
با چشمای شیطونش براندازم کرد و یک قدم اومد جلو
_چی باعث شده اینطوری فکر کنی؟! تو الان قانوناً ماله منی .. مگه‌نه؟
هر قدمی که به جلو برمیداشت میرفتم عقب
آب دهنمو صدادار قورت‌ دادم و سعی کردم خودمو بیخیال نشون بدم
+خب‌.. عااامم شب اول اینکارو نکن!
با چشمای خمارش به اندامم خیره شد.
_خب اونوقت کی اینکارو کنم؟
دیگه چسبیده بودم به دیوار و اون همچینان داشت جلو میومد.
+خب.. ما..ما وقت زیادی داریم!!
_گمون نکنم ۳ سال وقت زیادی باشه..
+ا..امشب نه! یه شبه دیگه!
متوقف شد و به چهره‌ای ترسیده ام نگاه کرد.
یهو زد زیره خنده.
_شوخی کردم.. چنان مالی هم نیستی!
وای چقدر بخنده جذاب میشه.. اهههههه نکیسااا تو قول دادی حسی بهش پیدا نکنی!!! باشه بابا گوربابای جذابیتش!
+اه.. پس یعنی زیباترین شاهزاده ی کویینز گیند از نظره شما هیچ مالی نیست؟!
_اوممم.. من خوشکل‌تر هم دیدم!
+اه، لابد دوست دخترات؟!
_من با کسی بیشتر از دو شب نموندم!
+پس فقط همون شب اول برات جذاب بودن؟!
چشاشو ریز کرد و برزخی نگام کرد.
_فکر نمیکنی داری زیادی سوال میپرسی جوجه شاهدخت؟!
+خب دوس دارم بدونم شوهرم قبل از من با چه کسایی خوابیده!
دوباره صدای خنده‌اش تو اتاق پخش شد.
_مثله اینکه تو هم زیاد بدت نمیادا..
اهههه گند زدی! تمومی! رسوا شدی!! آخه چیشده تو هنوز هیچی نشده رو پسره مردم میم مالکیت میذاری؟! تازه چندساعته اسمشو فهمیدی! چند دیقه اس فهمیدی چهره‌اش چیه! خودش کیه! اونوقت شوهرم شوهرم داری میکنی؟؟؟؟
...
.
.
.
.
دیدگاه ها (۲۲)

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۳۸ته: مسخره‌ست نه؟؟دلم میخواست بگم...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۳۹از دید تهیونگدیگه هیچی برای از د...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۳۷(بچه‌ها تمامه کامنت هایی که مربو...

هفت معشوقه فصل ۱ پارت ۲بی اشتیاق توی آینه به لباس عروس تنم ز...

تهیونگ تو کی هستی

دوباره شروع کرد به بوسیدنم خیلی بد مک میزد طوری که مزه خون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط