پشت هم شعر نوشتم که بخوانی خواندی

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟
بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟

آرزو داشتم این بار... به تو تکیه کنم
پیشِ من باشی و بر شانه ی تو گریه کنم

پیش من باشی و جز تو، به جهنم برود
اصلا از حافظه ام عالم و آدم برود

آمدم از نفَست کام بگیرم اما...
لحظه ای با لبت آرام بگیرم اما...

جای اسمت به سه تا نقطه رسیدم ای وای
در جهانم اثری از تو ندیدم ، ای وای
دیدگاه ها (۱۴)

فانوس نمیخواهد، از نور تو مهتابم آرام تر ای امواج، من معنی ...

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده ا...

دلم یک دوست میخواهد...امیدی بر جماعت نیست، میخواهم رها باشما...

خسته ام .... خسته از هیاهوی سکوت شبهایم! خسته از...

── .✦ 𝐋𝐈𝐀𝐍 𝐂𝐀𝐓𝐇𝐄𝐑𝐈𝐍𝐄🐍 ︶⏝ ⭒ 𝟷𝟼:𝟷𝟼⭒⏝︶ ㅤ ┆ᯓ★ 𝐒𝐓𝐀𝐑...

پارت ۱۲ زندگی شیرین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط