{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای تنهایی میسوزد،چرا هیچکس اورا دوست ندارد؟

دلم برای تنهایی میسوزد،چرا هیچکس اورا دوست ندارد؟
مگر او چه گناهی کرده که تنهاشده؟
جرمش چیست که هیچکس اورا نمیخواهد؟
دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود
تنهای تنها،نیمه شب اورا مرده کنارحوض خانه پیدا کردم
از گریه چشمانش سرخ شده بود
برایش گریستم،آخر او از تنهایی مرده بود...
تنهایی مرد و من تنهاتر شدم...
دیدگاه ها (۶)

خداروشکر ما دیگرفقیر نیستیم دیروز پزشک روستا گفت: چشمان پدر...

زنی که راهروها را جارو می‌کشد... و پوکی استخوانش را قایم می...

از من برای خود چه بتی ساختی رفیق؟؟؟ یعنی مرا دوبار تو نشناخت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

دلم برای تنهایی میسوزد، چرا هیچکس اورا دوست ندارد؟مگر او چه ...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط