{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی

یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
دیدگاه ها (۶)

مدتی شد که در آزارم و می دانی توبه کمند تو گرفتارم و می دانی...

فقط تو ....

امروز خاطراتت را سوزاندم اما!بوی خوش هیزمش بیقرارم کرداتفاق ...

زندگی شیرینست مثل شیرینی یک روز قشنگزندگی زیبایی ستمثل زیبای...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط