{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی

یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
دیدگاه ها (۶)

مدتی شد که در آزارم و می دانی توبه کمند تو گرفتارم و می دانی...

فقط تو ....

امروز خاطراتت را سوزاندم اما!بوی خوش هیزمش بیقرارم کرداتفاق ...

زندگی شیرینست مثل شیرینی یک روز قشنگزندگی زیبایی ستمثل زیبای...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط