. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.²² .
.
تهیونگ و جیمین و بومگیو و چا وو مین الان بعد دو روز تمام اطلاعات و جنع کردن و الان روبه تهیونگ برای توضیح
+خب
* عا داخل اتاقش قدم به قدم دربین و شنوت هست دستگاه امنیتی که پره
♡ صبح یه قهوه بعد یه زنگ دوم ابمیوه زنگ سوم براش آب میپریم و اجازه ورود دیگه نداریم بعد یه پورد و زنگ آخر با آب قاطی میکنیم براش باید برد .
+ اوک میرم به جئون بگم
× هوی لوندی کن
.
.
.
تهیونگ وارد اتاق موسیقی شد و کوک که اونجا منتظر بود سزش و اورد با و روی صندلی نشست و گفت
_ میشنوم
تهیونگ تمامیش و برای کوک اوضیح داد و خواست بره که یهو کوک اون و محکم چسبوند به دیوار بعد صورت شو به صورت تهونگ نزدیک کرد که فقط یه سانت تا لباشون فاصله بود ته لب زد
+ داری چیکار میکنی
_ جرمه که به امگام و نامزدم نزدیک میشم
+ نامزد
_ اره نامزدیم با گویوم بهم خورده و با تو نامزد شدم
تهیونگ خواست چیزی بگه که کوک لبش و محکم چسبوند به لب ته و محکممک میزد و دیوانه وارد رایحه امگاش و بو میکشید لبای تهیدنگ بارش حکم توت فرنگب داشت و این تهیونگ سعی در جدا شدن از کوک رو داشت وای زورش به اون آلفا نمیرسید
بعد چند مین کوک جدا شد و ته گفت
+ چرا اینکارو میکنی ها ؟؟ مگه بازیچتم
_ خودت خوب میدونی که فقط برا منی
+ به چه حقی
_ امگا یکاری نکن همین الان یکاری کنم نتونی رو پات وایسی
تهیونگ سریع و بی صدا از اتاق خارج شد و سمت جیمین و بومگیو چا وو مین رفت
* چیشد
+ من و بوسید و گفت باهام نامزد شده و گفتم مال اونم
× ایششش چرا خبر ندادی بیا عکس بگیرمم
اون سه در حال بحث بودن که یهو بومگیو مظلومانه گفت
♡ بچه ها حس میکنم حاملم
× خب که چی .... وایسا
*×+ چیییییییییی گفتیییییییییی ( کل عربده )
کل تمامی کلاسیی که اونجا بودن توجهشون به اون ۴ نفر جلب شد و کوک و یونگی شک زده اومدن بیرون
÷ چه خبرتونه بچه ها
× ها چی
_ عربدتون
اون ۴ نفر که حل شده بودن تهیونگ گفت
+او عا نه نه چیز خواصی نیس ... بدویین
.
.
.
× یعنی چیحامله ای
♡ الاعمشو دارم
* خاک عالم من میرم الان یه ۷ تا بیبی چک میگیرم میام
+ ایش اول برو پیش مدیر
* اوک
_____
سیلامممم
شرت
لایک ۵۴
کامنت ۵۴
بازنشر ۱۰
یکی به فالوور 😁
𝑷𝒂𝒓𝒕.²² .
.
تهیونگ و جیمین و بومگیو و چا وو مین الان بعد دو روز تمام اطلاعات و جنع کردن و الان روبه تهیونگ برای توضیح
+خب
* عا داخل اتاقش قدم به قدم دربین و شنوت هست دستگاه امنیتی که پره
♡ صبح یه قهوه بعد یه زنگ دوم ابمیوه زنگ سوم براش آب میپریم و اجازه ورود دیگه نداریم بعد یه پورد و زنگ آخر با آب قاطی میکنیم براش باید برد .
+ اوک میرم به جئون بگم
× هوی لوندی کن
.
.
.
تهیونگ وارد اتاق موسیقی شد و کوک که اونجا منتظر بود سزش و اورد با و روی صندلی نشست و گفت
_ میشنوم
تهیونگ تمامیش و برای کوک اوضیح داد و خواست بره که یهو کوک اون و محکم چسبوند به دیوار بعد صورت شو به صورت تهونگ نزدیک کرد که فقط یه سانت تا لباشون فاصله بود ته لب زد
+ داری چیکار میکنی
_ جرمه که به امگام و نامزدم نزدیک میشم
+ نامزد
_ اره نامزدیم با گویوم بهم خورده و با تو نامزد شدم
تهیونگ خواست چیزی بگه که کوک لبش و محکم چسبوند به لب ته و محکممک میزد و دیوانه وارد رایحه امگاش و بو میکشید لبای تهیدنگ بارش حکم توت فرنگب داشت و این تهیونگ سعی در جدا شدن از کوک رو داشت وای زورش به اون آلفا نمیرسید
بعد چند مین کوک جدا شد و ته گفت
+ چرا اینکارو میکنی ها ؟؟ مگه بازیچتم
_ خودت خوب میدونی که فقط برا منی
+ به چه حقی
_ امگا یکاری نکن همین الان یکاری کنم نتونی رو پات وایسی
تهیونگ سریع و بی صدا از اتاق خارج شد و سمت جیمین و بومگیو چا وو مین رفت
* چیشد
+ من و بوسید و گفت باهام نامزد شده و گفتم مال اونم
× ایششش چرا خبر ندادی بیا عکس بگیرمم
اون سه در حال بحث بودن که یهو بومگیو مظلومانه گفت
♡ بچه ها حس میکنم حاملم
× خب که چی .... وایسا
*×+ چیییییییییی گفتیییییییییی ( کل عربده )
کل تمامی کلاسیی که اونجا بودن توجهشون به اون ۴ نفر جلب شد و کوک و یونگی شک زده اومدن بیرون
÷ چه خبرتونه بچه ها
× ها چی
_ عربدتون
اون ۴ نفر که حل شده بودن تهیونگ گفت
+او عا نه نه چیز خواصی نیس ... بدویین
.
.
.
× یعنی چیحامله ای
♡ الاعمشو دارم
* خاک عالم من میرم الان یه ۷ تا بیبی چک میگیرم میام
+ ایش اول برو پیش مدیر
* اوک
_____
سیلامممم
شرت
لایک ۵۴
کامنت ۵۴
بازنشر ۱۰
یکی به فالوور 😁
- ۴.۹k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط