{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.²¹ .
.
+ چیزی شده جناب جانگ
■ گفتن بهت بگم الان نقشتو رو عملی کن
+ اوه چشم
تهیونگ رفت یمت بچه و گفت
+ خب الان بومگیو و چا وو مین دعوا میکنن و سالن و میزارن رو سرشون کلا بهم میریزین جو دانشگاه و باید جوری باشه که تنبیه تون طولانی باشه بعد از تنبیه همه چیز اتاق مدیر و در نظر میگیرین بدون کوچک ترین خطا و الان هم شروع میکنیم تا بعدا بقیشو بگم
* چطور دعوا کنیم
× شما که هروز دعواتونههه
♡ برا دعوا ایده ای نداره تازه من مارک شدما
× نگاه بومگیو توپ میکوبه تو سر چا وو مین و چا وو مین هم ادای اونایی که امروز اعصاب نداره رو در میاره و جنگجال بپا میکنین
+ آه اینجوری نمیشه چا وو مین اون روزی که
بومگیو گردنبند مورد علاقتو که بوکسور مورد علاقت بهت داده بودو انداخت اشتباهی تو آتیش فک کن و بومگیو تو به اون روزی که چا وو مین تو خواب موهات و کوتاه کرد فک کن .
الان اون دو آماده صحنه سازی بودن و جیمین به فرمانده ها خبر داد و الان تعیونگ‌و بومگیو به نقش داشتن بازیزمیگردن که بومگیو محکم از خدا خواستع توپ و کوبوند تو سر چا وو مین .
* هی بومگیو فاکینگ مگه مرز داری
بومگیو با چهره خونسرد راضی رفت جلو و گفت
♡ چته حیون شوخی کردم
بومگیو صداش و برد بالا که توجه کل سالن و جمع کنه و عصبی تر گفت
* گی خوری مثل تو به چه حقی با من شوخی میکنه
♡ هوش کیری حرف دهنت و بفهم
بومگیو هم که با حالا چشمای درشت شده و عصبی و داد گفت .
* مظرت چیه همون و تا ته کنم توت تا آدم شی
الان نوبت تهیونگ جیمین بود تهیونگ‌رفت جلو چا وو مین و جیمین هم بومگیو
♡ سیکتو بزن آلفا تا برات نزدمش
* هی جوجوی هرزه زیاد جیک جیک میکنی میکنی
که بومگیو جیمین و پس زد و محکم بازم تز خدا خواسته کوبوند تو صورت چا وو مین و لخاطر انگشتر تو دستش رو گونه چا وو مین خط افتاد
♡ دهن گشادت زیاد گوه میخوره نگرانم بدبخت گوه خور .
چا وو مین که دیگه خونش به جوش اومده بود اومد که بره یقه امگا رو بگیره که صدای سوبین اون و متوقف کرد
& چوی بومگیو و چا وو مین دارین چه غلطی میکنین ( داد زیاد )
*♡ استاد
& داخل این سن خجالت نمیکشین دعوا میکنین خرس کنده ای شدید ( داد )
همه بچه ها دور اونا جمع شده بودن و با تعجب داشتن نگاه میکردن مگه اینا صمیمی ترینا نبودن چیشدا بود این سوال تو ذهن همشون بود .
اون دو سرشون و پایین انداختن
& برین درمانگاه دقیق ۵ دقیقه دیگه اتاق مدیر بلشین بدویین .
تهیونگ و جیمین و چا وو مین و بومگیو به سمت درمانگاه دانشگاه رفتند و اینجا عرمانده ها و مامورا جدی جدی فک میکردن دعوای واقعی بود
÷ اوه این الان فیک بود
_ بازیگر چدا اینا نشدن
■ وای باریکلا به کیم تهیونگ چه دسیسه ای هست این
☆ این الان امگای من بود ؟؟؟؟
° داداش بنظرم باهاش در نیوفت که بدبختت میکنه
÷ برو دعا کن که دیشب مایع رو توش خالی نکردی اگه الان حامله بود جرت میداد
☆ روانی اگه بخواد حانله بشه که الان نمیشه یه چند روز دیگه مشخصه
_ حسابی میخوای بابا شیا
☆ حیح
.
.
.
الان اون دو جلوی مدیر قرار گرفته بودن و تهیون دعواشون و توضیح داد و رفت بیرون
"قصتتون از این دعوا چی بوده

♡ خانم مدیر من با چا وو مین شوخی کردم فک کنم خبر دارین که چندین ساله باهم رفیقیم انتظار این وحشی بازی گریاشو نداشتم
* زخم گونم هم تقصیر من بوده نه چش سفید .
" به چه حقی جلوی من هم دارین دعوا میکنین ها ( داد )
*♡ ببخشد خانم مدیر
"تنبیهتون ۴ روز خدمت به منه و از الان شروع میشه بومگیو تو مسئول خوراکی هامی و چا وو مین توهم مسئول برنامه هامی و دوتاتون هم روزی سه بار ساعت های مشخص اتاقم و مرتب میکنین فهمیدین
*♡ چشم
و از اناق رفتن تا ساعت کاریشون شروع شه و یه راست رفتن سمت ته و جیمین
♡ اوههههه این چی بودددد
* آح عذاب وجدان دارم بخاطر گفتن هرزه
♡ سیکتیر بابا ولی من بابت توپ نچ وای زخم نچ
* من تو رو .....
+ واییی چه دعوایی بود داشت باورم میشد بخدا
× کیم تو چه دسیسه چینی بودیییی
بعد کلی حرف براشون از گروه مامورت پی اوند که برن کلاس موسیقی
× با ما کاری داشتین
÷ دعوا فیک بود یا واقعی
× عاا فیک
☆ مطمعنین
♡ ع من و این چا اون وو سر همدیگه رو هم بشکونیم بهم فحش ناموسی نمیدیم
° شکوندن سر همیدیگه عادیه ولی فحش نه عجیبین
_ خب نقشه بعدی چیه
+ تنبیه این دوتا همون طور که میخواستم ۴ روز شده و الان باید اطلاعات خوراکی های مدبر رو به جناب بک سو هو بدیم و اطلاعات اتاق و به شما تا بعدیاشو بهتون بگم دیگه
_ اوکی برین حالا



بخاطر تاخیر شرت نداریم بخدا ویس خراب بود 😭😭😭

فقط کامنتا رو بترکونین 😁
دیدگاه ها (۱۰۳)

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²² . .تهیونگ...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²³ . .♡جیغغغ...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁰ . .+ چیزی...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁹ . .صبح شد...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.¹¹ . .تصویر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط