{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

minsung

minsung
هر روز صبح اولین مشتریم تو بودی. میومدی با عجله شاخه گل رز قرمز میخریدی. برای اولین بار ازم اجازه گرفتی خب منم کنجکاو شدم. بعد بساط موم و شمع روی میزم پهن کردی.
با عجله گلبرگی رو از رز قرمز جدا کردی و روی لبه پاکت نامه گذاشتی بعد با دقت موم طلایی رنگ رو که با گرمای شمع ذوب شده بود روی گلبرگ ریختی. لایه ضخیم موم رو با مهر محکم فشار دادی. رگه های طلایی رنگ که روی گلبرگ قرمز می درخشیدن و هر کسی رو به خودش جذب می کرد. گوشه های گلبرگ از موم بیرون زده بود. پاکت نامه محکم مهر موم شد.
کلاسیک ترین روش رو انتخاب کرده بودی. از اون روز عادتت شده بود هر روز صبح همون کار ها را تکرار می کردی و من تماشات می کردم. بعد نامه رو تو پستخونه بغلی به فرد مورد نظرت پست می کردی.
همیشه جلوی فرستنده خالی بود. چرا می خواستی ناشناس بمونی؟ چرا رز قرمز انتخاب کرده بودی.
اون روز هم اومدی ولی برخلاف عادت این بار رز سفید رنگی انتخاب کردی. این بار موم طلایی با اون گلبرگ سفید هماهنگی نداشت. روبروی فرستنده با جوهر قرمز اسم خودت رو نوشتی. بعد از اون روز دیگه به گلفروشی نیومدی. چرا برای خدافظی پاک ترین رز رو انتخاب کرده بودی؟
دیگه بعد از اون روز رز سفید نفروختم. آخرین رز های سفید هم چند روز بعد از آخرین ملاقاتت خشک شد.
*******
پی نوشت: میگن اگ اسم کسی رو با جوهر قرمز بنویسی یعنی براش آرزو مرگ میکنی...هان جیسونگ...
دیدگاه ها (۵)

2minهر دومون برای فرار از کلاس های کسل کننده به اون اتاق پنا...

chanlixبهم قول داده بودی....اون روز بین جاسمین هایی که هنوز ...

خب خبببب دوستان عزیززززز راجب رمان my worst enemy اینکه پارت...

𝑀𝑦 𝑊𝑜𝑟𝑠𝑡 𝐸𝑛𝑒𝑚𝑦/ ℎ𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥𝖕𝖆𝖗𝖙 𝖘𝖎𝖝هنوز شوکه بودم و گیج درو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط