در دردناکترین نقطهی

در دردناکترین نقطه‌یِ
دوست داشتنت ایستاده ام،
اینجا که دلتنگی‌ام به هرچیزی
چنگ میزند تا صدایم به تو نرسد؛
بیچاره چشم‌ هایم...!
دیدگاه ها (۱)

به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ...

حکایت بارانِ بی امان استاین گونه که من دوستت دارم...

من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی ...گیرِ لحنِ بمِ مردانه یِ ...

باران که میبارد؛منطقی ترین وبی احساس ترین آدم دنیاهم که باشی...

ازمایشگاه سرد

کیوت ولی خشن پارت ۱۳با ترس درو وا کردی و گفتی ا.ت : اینجا چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط