{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سودای تو

به سودای تو
مشغولم ز غوغای
جهان فارغ...
دیدگاه ها (۱)

حکایت بارانِ بی امان استاین گونه که من دوستت دارم...

چطوری باور کنمتویِ این شهر به این بزرگی جایی برایِ من کنار #...

در دردناکترین نقطه‌یِدوست داشتنت ایستاده ام،اینجا که دلتنگی‌...

من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی ...گیرِ لحنِ بمِ مردانه یِ ...

سلام آقای من یا اباصالح المهدی.هرچه داریم ز سودای تو دلبر دا...

(تنهایی)

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط