حکایت باران بی امان است

حکایت بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت دارم...
دیدگاه ها (۱)

چطوری باور کنمتویِ این شهر به این بزرگی جایی برایِ من کنار #...

باران که می‌‌زنَد،شهر عجیب‌تر، نبودنت را، بر سرَم میکوبد.......

به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ...

در دردناکترین نقطه‌یِدوست داشتنت ایستاده ام،اینجا که دلتنگی‌...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم مادر .....

♥️🍂سلام ای عطر مریم زیر باران! دوستت دارمخودت این ابر عاشق ر...

پاییزها به شکل تازه ای دوستت دارم...بـه شکل عطر نعنای وحشی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط