{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت⁴

پارت⁴



که‌یهو‌با‌صحنهای‌که‌دیدم‌قلبم‌شکست‌‌یونگی‌داشت‌یه‌دخترهای‌رو‌بوس‌میکرد‌من‌صدای‌قلبم‌که‌داره‌تیکه‌تیکه‌میشودو‌میشنیدم‌‌
درست‌بود‌اون‌منو‌دوست‌نداره‌اون‌یه‌‌دختر‌دیگرو‌دوست‌داره‌
من‌سرمو‌انداختم‌پاین‌وبا‌بغض‌رفتم سمت‌اجوما
ا.ت:اجوما(با‌بغض)
اجوما:دخترم‌چی‌شده‌(تعجب)
ا.ت:من‌(بغضش‌شکست)‌
اجوما:(ا.ت‌بغل‌کرد)‌چی‌شده‌چی‌تو‌
ا.ت:منه‌هقق‌من‌فکر‌هق‌‌من‌فکر‌میکردم‌هق‌اون‌منو‌دوست‌داره‌هق‌وقتی‌که‌تو‌گفتی‌هق‌از‌کجا‌میدونی‌‌دوست‌نداره‌هق‌یکم‌هق‌هق‌هق‌امید‌وغر‌شدم‌هققق‌ولی‌با‌صحنهای‌که‌دیدم‌هقق‌به‌هقق‌به‌کل‌مطمعن‌شدم‌هق‌دوسم‌نداره‌
اجوما:دخترم‌‌مگه‌نگفتی‌بهاش‌کنار‌میای‌چی‌شد‌پس
ا.ت:آجوما‌ولی‌این‌سخته‌که‌کسی‌که‌دوست‌داری‌یه‌دختر‌دیگربوبوس‌کنه
آجوما:بمیرم(بغل)‌بمیرم‌دویقه‌بیش‌داشتی‌گریه‌می‌کردی‌
ا.ت:آجوما‌میگم‌میشه‌من‌از‌اینجا‌برم‌‌خسته‌شدم‌عشقم‌جلوی‌‌خودم‌داره‌کسی‌دیگرو‌بوس‌میکنه‌این‌سخته
اجوما:‌من‌هیچی‌نمیدونم‌فقت‌هر‌تسمیمی‌گرفتی‌من‌کنارتم‌
•ات‌ویو•
سرمو‌انداختم‌پاین‌و‌رفتم‌سمت‌اتاق‌باخودم‌میگفتم‌دختر‌باید‌یه‌تصمیم‌واقعی‌و‌جدی‌بگیری‌
•۳۰‌بعد•
بعد‌از‌کلی‌فکر‌یه‌تصمیم‌جدی‌گرفتم‌زندگی‌میکنم‌انقدر‌خودمو‌قوی‌نشون‌میدم‌که‌خوده‌یونگی‌عاشقم‌شه‌میدونم‌خود‌خواهانه‌تصمیم‌گرفتم‌ولی‌مغزم‌تنها‌کاری‌که‌خطر‌نداشت‌رو‌‌انتخاب‌کرد‌‌بقیه‌چیزا‌که‌به‌زهنم‌میرسید‌خود‌کشی‌بود
انقدر‌که‌فکر‌کرده‌بودم‌خوابم‌برد‌
•ویو‌صبح‌•



خماری‌یییییییی‌
آیا‌دختر‌ما‌به‌آزادی‌میره‌سه‌یا‌نه‌؟
آیا‌دخترمون‌به‌عشقش‌میرسه؟
لایک‌ها:۵
کامنت:هیچی
دیدگاه ها (۳)

پارت⁵•ویوصبح•از‌خواب‌بیدار‌شدم‌یونگی‌کنارم‌بود‌یه‌لبخنده‌ریز...

لباس‌ات‌برای‌فیک:برگشت

پارت‌³صدای‌درامدچون‌نمی‌دونستم‌کیه‌رفتم‌دست‌شویی‌و‌دست‌‌صورت...

پارت²رفتم‌پاین‌دیدم‌یونگی‌امده‌و‌امده‌روی‌صندلی‌نشسته‌رفتم‌ر...

سناریو توکیو ریونجر ♥یه شب که همه با دوست دختر هاشون جمع شده...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

سناریو میتسویا پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط