{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان گذشت زمان گذشت و شب

زمان گذشت زمان گذشت و شب
روی شاخه‌های لخت اقاقی افتاد
شب پشت شیشه‌های پنجره سر می‌خورد
و با زبان سردش
ته مانده‌های روز رفته را به درون می‌کشد
دیدگاه ها (۱۳)

در طلوع زینت چشم شما آنچه بر دل می نشیند حرمت است در نگاه چش...

عمرتون صد شب یلدادلتون قدر یه دنیاتوی این شبهای سرمایادتون ه...

شما را به آنچه می پرستید قسم میدهم!جرئت خوشحال کردن یک نفر غ...

آدما زود فراموش میشنتقصیر از ادم ها نیستدوست داشتن ها دروغه....

مردی که در کنارم بود

مهمونی پارت ۲

پارت سهپشت در، کسی منتظرم بودبدنم خشک شده بود.جرئت نفس کشیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط