{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش درد

کاش درد
آنقدر کوچک میشد
که پشت میز یک کافه ، می نشست
چای می خورد
ساعتش را نگاه می کرد
و با عجله می گفت “خــــــداحافـــــظ”
دیدگاه ها (۱)

خدایـــــا مراقــبش باش مــراقب آنڪہبـــــا او عجــیب ترین ح...

سطحِ توقعتان را نسبت به آدمهای اطرافتان،بچسبانید کفِ زمین!کن...

شخصیت واقعی یه آدم رو وقتی میبینی که دیگه وجودت براش هیچ منف...

آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم!هر بار ک...

کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ...

قلب های شکسته پارت ۱۰صبح همان روز - میز صبحانه، ساعت هشت و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط