بے حال تر از همـیشه ، خیره به صفحه ی تڪراریه گوشی ، به با

بے حال تر از همـیشه ، خیره به صفحه ی تڪراریه گوشی ، به بالشتـــِ همیشگے تڪیه مــیدهم.
به ترس هایم ، ترسِ فڪر کردن هم اضافه شده است.
حال ، من مانده ام و دنیایے پر از ابهام ، و دستانے که ڪاسه ی چه ڪنم چه ڪنم دارند.
سردرد هایـم ، روز بہ روز بیش از پیش دلتنگــم میشوند و سراغـــم را دیگر لحظـــه ای میگیرند.
به دنبال آرامش میگردم ؛
ابدے بودنش را نمیخواهم.
کمِ کم چند ساعتے میهـــمانم باشد و نگـذارد این این حال لعنتے ، بی دلیل آشفته شود.
آخر وقتے در جـــمع دوستان میگوییم و میخندیم ، این خیره شدن های بے وقت چه مے گویند؟؛
که داد چــشمان همه را در آورده است؟
خدایا ، دمدمے تر از من هم آفریده ای؟..
دیدگاه ها (۵)

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۳**ویو آت**بعد از قطع شدن تماس آل...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

چند پارتی

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

Twenty three

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

کسی باید باشد که مرا با تمام بدی هایم بخواهدکسی باید باشد که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط