{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،




"دلم"


بند کفش هایش را نبسته بود!




با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛




که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند




آخر شنیدم که کسی میگفت:




شقایقها هم عاشق میشوند...!!!
دیدگاه ها (۳)

ببین تنهایی کارم را به کجا کشانده آرزویم شده : برفی ببارد ت...

زمستان نیست … دلتنگی توست که به لرزه انداخته ، چهار ستون د...

بـعـضـی " آه " هــا را هـر چــقدر هـم کــه از تــه دل بکشــ...

دلمــــان خوش است که مینویسیم ... و دیگــران می خـواننــد .....

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

روزی...

فیک پری کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط