{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ازعقرب نمیترسم ولی ازنیش میترسم..ازآن گرگی که میپوشدلب

من ازعقرب نمیترسم ولی ازنیش میترسم..ازآن گرگی که میپوشدلباس میش میترسم..ازآن جشنی که اعضای تنم دارندخوشحالم..ولی ازاختلاف عقل ودل باریش میترسم...هراسم جنگ بین شعله وکبریت وهیزم نیست...من ازسوزاندن اندیشه درآتیش میترسم...تنم آزاد اما،اعتقادم سست بنیاداست...من ازشلاق افکارتهی برخویش میترسم..کلام اخر این شعریک جمله ودیگرهیچ..که هم ازنیش ومیش وریش وهم ازخویش میترسم..


دیدگاه ها (۱)

اگه خبر ﺭﺳﻴﺪ من مـــــردمگریه زاری⛔ممنوع↯تیپ مشکی زدن⛔ممنوع↯...

امشب...نه هوا خراب است نه حواسم پرت استو نه دلم شکسته فقط .....

ﮔـــﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ... ﺍﺯﮐﻪ؛ ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﻢ .... ﺍﺯﭼﻪ؛ ﻧﻤـــــــــﯿﺪﺍ...

ﺧﺪﺍﻱ خوب ﻣﻦ ... ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻲ ﮔﻮیند بز...

من ازعقرب نمیترسم ولی ازنیش میترسم..ازآن گرگی که میپوشدلباس ...

من ازعقرب نمیترسم .ولی از نیش میترسم.از ان گرگی که می پوشد ل...

من ازعقرب نمیترسم،ولی ازنیش میترسم/ندارم شکوه از بیگانگان،از...

من ازعقرب نمیترسم،ولی ازنیش میترسم/ندارم شکوه از بیگانگان،از...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسماز آن گرگی که می پوشد ...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم از آن گرگی که می پوشد...

من از عقرب نمی ترسم ، ولی از نیش می ترسم ! از آن گرگی که می ...

مــن از عـقــرب نمی تــرســم ولی از نیــش می تـرسـم/از آن گـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط