من ازعقرب نمیترسم .ولی از نیش میترسم.از ان گرگی که می پوش
من ازعقرب نمیترسم .ولی از نیش میترسم.از ان گرگی که می پوشد لباس میش میترسم.از ان جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم.ولی از اختلاف مغزودل با ریش میترسم.کلام اخر این شعریک جمله ودیگرهیچ.که من ازنیش وریش وهم از خویش میترسم.
- ۲.۷k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط