{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ازعقرب نمیترسم .ولی از نیش میترسم.از ان گرگی که می پوش

من ازعقرب نمیترسم .ولی از نیش میترسم.از ان گرگی که می پوشد لباس میش میترسم.از ان جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم.ولی از اختلاف مغزودل با ریش میترسم.کلام اخر این شعریک جمله ودیگرهیچ.که من ازنیش وریش وهم از خویش میترسم.
دیدگاه ها (۳)

اخه چرا....

کسی که تمام دغدغه زندگیش زیبایی رنگ رژ لبش است....توان تحمل ...

قابل توجه دخترا.......توماشین وقتی پسرپشت فرمونه یدونه باتما...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

من ازعقرب نمیترسم ولی ازنیش میترسم..ازآن گرگی که میپوشدلباس ...

من ازعقرب نمیترسم ولی ازنیش میترسم..ازآن گرگی که میپوشدلباس ...

من از مار و عقرب نمیترسم,ولی از نیش میترسماز ان گرگی که میپو...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم/ از آن گرگی که می پوش...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم/ از آن گرگی که می پوش...

من از عقرب نمیترسم ولی از نیش می ترسماز آن گرگی که می پوشدلب...

من از عقرب نميترسم ولي از نيش مي ترسم،از آن گرگي که ميپوشد ل...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسماز آن گرگی که می پوشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط