{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید سرکشیده‌ و‌

خورشید سرکشیده‌ و‌
این صبح ایده‌آل

یک میز و شیر و خامه ؛
چای و نان ِ شیرمال

برخیز و چشم باز کن
صبحانه دیر شد...

لبها عسل ...
و خنده‌هایت آب پرتقال
دیدگاه ها (۱)

سَــــــرَم داد نزنیـدتو مغـزم یہ سِــــرے چیزارو بہ زور خوا...

من یه بچه ی شیطون توی کوچه ها بودم عشق❤ ️تو بزرگم کرد عشق❤ ️...

My nurse

اسم رمان:Rifugio di sangue dei Borgia!ترجمه : مسکن خون بورجی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط