تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی، ها می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
دیدگاه ها (۳)

گل برایش داده باشی#خار دستت میدهد😃#عشق حتما یک زمانی کار دست...

چشم هایت من ودنیای مرا ریخت به هم! کل اضلاع و زوایای مرا ریخ...

کپی ازپست aferat#بنشین.رفیق! تا که کمی درد دل کنیماندازه‌ی ت...

شعر

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط