{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است
دیدگاه ها (۲)

از روی بعضی از آدم‌هاباید مشق نوشت واز روی بعضی آدم‌هاباید ج...

مشکل خیلی ها اینه جای خودشون میخوان بقیه رو آدم کنن

من زنم، با دردهای مانــده بر دوش خودمشعر می گویم برای بغضِ خ...

نمی شود بدون دوست داشتن کسی زنده ماند ...تجربه کهنه ام را با...

لَعلِ سیرابِ بِه خون تِشنِه لَبِ یارِ مَن است!🌸وَز پِيِ دیدَ...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط