{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵۷

پارت ۵۷
ویو صبح/
ا.ت بیدار میشه از توی بغل جیمین بیرون میاد و میره یک قهوه ی سرد میخوره مسواک میزنه و لباس عوض میکنه جیمین رو بیدار میکنه بهش یک‌جیزی میده بخوره و بعد میبرتش اداره واسه حکم و بازجویی

[ اینجا ا.ت مجبوره خشن باشه ]

حیمین رو مینشونه توی اتاق باز جویی.
ا.ت:خب جیمینشی نمیخوای اعتراف کنی؟!
جیمین: چرا اعتراف کنم افسر اوه
ا.ت کلافه بود کلا
ا.ت:چاقوش رو روی میز جلوی دست جیمین میزنه توی میز جیمین با تعجب به ا.ت نگاه میکنه که داره عصبی نگاهش میکنه
ا‌.ت:از جات تکون نمیخوری
چاقو رو برمی‌داره و میره از اتاق بیرون
یونجون: هی افسر اوه
ا.ت:بله افسر چوی؟
یونجون آروم شروع میکنه حرف زدن
یونجون:توکه دوستش داری چرا اینجوری میکنی باهاش؟
ا.ت:چون مجبورم
یونجون:باشه بهت زور نمیکنم راستی پرونده ی مادرت چیشد؟
ا.ت:قاتل رو پیدا کردم
یونجون:خوبه کی میری سر وقتش؟
ا‌.ت:امروز
یونجون:بگم افسر هیون آماده شه؟(هیون مخفف هیونجینه)
ا.ت:بگو من برم اسلحه بگیرم بریم
یونجون:اوک
آماده میشن و راه میوفتن...

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۳)

پارت ۵۸اسلحه میگیرن لباس مخصوص میپوشن و سوار ماشین میشن و را...

پارت ۵۹ا.ت:چون عصبیم باشه؟جیمین:اوه پس من ساکت میمونما.ت:چی ...

پارت ۵۶جیمین میاد تو خونه که میبینه ا‌.ت پشتشه و ا‌.ت بغلش م...

پارت ۵۵جیمین ا‌.ت رو برد خونه ا.ت:من میرم حمومجیمین:مطمئنی خ...

زندگیه فروخته شده P7فردا صبح *ا/توای چقدر کمرم درد میکنه معل...

P6عروس فراری همون موقع ریندو میاد ریندو : نندازش گردن من ا/ت...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط