{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۵۵
جیمین ا‌.ت رو برد خونه
ا.ت:من میرم حموم
جیمین:مطمئنی خودت میتونی؟
ا.ت:آره
جیمین:باشه پس من میرم شام درست کنم
ا‌.ت:ب..باشه
جیمین:مشغول درست کردن غذا میشه
ا.ت:آخخخخ
جیمین:میره پیشش و ا.ت رو از پشت میگیرتش
ا.ت:ننمیدونم وایسم
جیمین: ا.ت رو مینشونه توی وان (ا.ت لباس تنش نی)
حیمین: موهای ا.ت رو میشوره و این وسط ا.ت قرمز شده از خجالتتت خلاصه جیمین ا.ت رو میشوره و بهش حوله میده وقتی ا.ت حوله رو میپوشه میاد بیر‌ون که چون زمین خیس بود پاش سُر میخوره و میوفته روی حیمین و اممم سریع بلند میشه و جیمین میگیرتش که دوباره با کله نره توی زمین میبرمش بیرون روی مبل مینشونه و موهاش رو خشک میکنه لباس هاش رو تنش میکنه..
شام میخورن که صدای در میاد
جیمین:من میرم
حیمین:در رو باز میکنه کههههه یونجون و هیونجین پرت میشن داخل...
ا.ت جیغ میزنه
یونجیون میاد تو
یونحون:ا.ت؟؟ یا خدا چشاش رو میگیره بر میگرده
ا.ت:گم شو کفاثت
هیونجین:پشمام یونجون بیا بریم
یونجون:بریم بریم بریم من نمیخوام اینا رو میبینم هنوز واسع دیدن اینا خیلی معصومم.
هیونجین:می توووووووو
جیمین:پرتشون میکنه بیرون
جلوی در جایی که ا.ت نمیدید یونجون و هیونجین به جیمین اشاره میزنن آفرین ما میریم راحت باشین
دیدگاه ها (۲)

پارت ۵۶جیمین میاد تو خونه که میبینه ا‌.ت پشتشه و ا‌.ت بغلش م...

پارت ۵۷ویو صبح/ا.ت بیدار میشه از توی بغل جیمین بیرون میاد و ...

پارت ۵۴جیمین: یعنی چی آروم پیش برم؟پ.ج:توی رابطه ی دوستیتون ...

پارت ۵۳جیمین ا.ت رو برد گذاشت تو ماشین و راه افتادویو وسط را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط