{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رومان عشق بی نھایت پارت 19

رومان عشق بی نھایت پارت 19
از زبان ملیسا
گردنمو بوس کرد و بعد اروم بغلم کرد گذاشتم تویہ وان و خیلی اروم شروع کرد بہ شستن بدنم بھش گفتم:خودم میتونم انجامش بدم گفت:نہ لازم نیست تو بدنت درد میکنہ خودم انجامش میدم راستش دیگہ توانی نداشتم و خوابم میومد بعد از حموم منو اروم گذاشتم رویہ تخت و بعدبدنمو ماساژ داد دردم کمتر شد اما باز ھم ھیچ جونی نداشتم یہ قرص برام اورد خوردمش و بعد دیگہ خوابم برد و نفھمیدم چی شد صبح کہ از خواب پاشدم دیدم بغل کوک بود دقیقا منو مثل عروسک بغل کردہ بود دیگہ قلبم تند نمیزد و استرس نداشتم اروم شدہ بودم گوشیمو نگاہ کردم ساعت 5 بود دو ساعتہ دیگہ باید میرفتم مدرسہ مثل اینکہ اون ھم بیدار بود منو محکم بغلم کرد ولی بازم درد داشتم نہ من خوابم میومد نہ اون از خواب بلند شود منو گذاشت روی پاھاش و گردنمو گاز گرفت اولش یکم درد گرفت و گفتم:آاااا کوک اروم تر درد گرفت بعد گردنمو ول کرد و بوسش کرد بعد مثل یہ بچہ کوچیک سرشو گذاشت روی سینم منم موھا شو نوازش کردم خیلی بانمک بود الارم گوشیم زنگ خورد ساعت 7شدہ بود ما ھم آماده شدیم بریم مدرسہ من یکم درد داشتم ولی سعی کردم بہ روی خودم نیارم
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق بی نھایت پارت 18از زبان ملیسا پیشنھادشو قبول کردم ...

رومان عشق بی نھایت پارت 17از زبان ملیسا رفتم بہ خونش واقعا ج...

رومان عشق بی نھایت پارت 19از زبان ملیسا گردنمو بوس کرد و بعد...

رومان عشق بی نھایت پارت 18از زبان ملیسا پیشنھادشو قبول کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط