{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا می گویم آه از دست تو

نمی دانم چرا می گویم، آه از دست تو!
دست های تو،زیباترین فعل ها را رقم می زدند
نوازش می کردند، شعر می نوشتند
آهنگ می نواختند، چای می ریختند
دست های تو، رفیق صمیمی دست های من
اما
آه از پاهای تو!
چه ساده رفتند...


#روزبه_معین
دیدگاه ها (۱۱)

از قافیـه ها خستہ از بحر و هـــــجا خستہشعر...

چـــــو شببھ راهِ تو مانـــــدمڪه ماهِ مـــــن باشـــــی#هوش...

من و یارمهیچگاه همدیگر را نخواهیم دید...او به باد پاییزی می ...

خدای خوبم امروز در روز عرفه شادکن دلی را که گرفته و دلتنگه.....

پارت ۳۳؟:"اوخ عزیزم گم شدی؟ گشنه ت نیس، میخوای با من بیای به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط