پا به پا کردی بریپایت چرا لنگ است هنوز

پا به پا کردی بری،پایت چرا لنگ است هنوز؟؟
خاطراتم درمیان است و دلت تنگ است هنوز؟؟

ابتدای جاده عشقت که ناهموار بود
شک ندارم انتهایش مملو از سنگ است هنوز

خوب میدانم برایت مثل یک بازیچه ام
لعنتی عشقم برایت مایه ننگ است هنوز؟؟

با رقیبان برسرت با جان و دل جنگیده ام
بینمان هرروز و هرشب همچنان جنگ است هنوز

من که در عشقم برایت صاف وصادق بوده ام
پس چرا عشقت به من از روی نیرنگ است هنوز

رنگ عوض کردی و عشقت همچنان یکرنگ نیست
پایه های عشق تو بر پایه رنگ است هنوز

روز وشب در گوش من خواندی که عاشق پیشه ای
حرفهایت توی گوشم مثل یک زنگ است هنوز

گفته بودم باز هم میگویمت این جمله را
قصد رفتن گر کنی پایان من مرگ است هنوز
دیدگاه ها (۲۳)

در میان کوچه یک گنجشک تنها مانده استزیر باران گوشه ای از خست...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

پرسه مزن خیال من ، این همه در هوای اواین همه ناله سر مکن،...

بیستون بود و تمنای دو دوست.آزمون بود و تماشای دو عشق.در زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط