پرسه مزن خیال من این همه در هوای او

پرسه مزن خیال من ، این همه در هوای او
این همه ناله سر مکن، ای دل من برای او

نشسته روی پیکرم ، زخم به روی زخم من
بس که به جان خریده ام، غصه ی نابجای او

کوچه به کوچه گشته ام، تا که بجویمش نشان
موی سیه سپید شد ، وا أسفا به پای او

شب همه شب ناله شدم ، تا شنود کسی صدا
آه ولی به سر نرفت ، حوصله ی خدای او

همره من نشد دلش ، تا نرود ز دست من
شکوه برم به نزد که ، از دل بی وفای او

از غم هجرش ای خدا ، شکسته سرو قامتم
تمام هستیم دهم ، یکسره در ازای او
دیدگاه ها (۷)

پا به پا کردی بری،پایت چرا لنگ است هنوز؟؟خاطراتم درمیان است ...

در میان کوچه یک گنجشک تنها مانده استزیر باران گوشه ای از خست...

بیستون بود و تمنای دو دوست.آزمون بود و تماشای دو عشق.در زمان...

در دلــم شوق پریدن نیست، باید پرکشید!قلبم ازاین عشق روشن نیس...

⁨⁨⁨⁨حتما بخوانید👇🏼😭💔رخت عزایت را به تن کردم عزیزماصلا خودم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط