{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#

#
الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟
.
که دردم را نمی بینی و نامم را نمی خوانی! .
تمام نیمه شب ها را به یادت صبح می کردم
تو از احوال یک رنجورِ دل خسته چه می دانی؟
.
به جان آمد دلم از غم، نمی خندم دگر، اما
تحمل می کنم غم را شبیه پیر کنعانی...
.
«مرا عهدی ست با جانان، که تا جان در بدن دارم...»
.
بگو با من مگر دیوان حافظ را نمی خوانی؟
.
امید وصل بود در من«...ولی افتاد مشکل ها»
.
دلم خون شد از این ایام رنج و نابسامانی...
.
من از این بیشتر با تو نمی گویم سخن از عشق
. «هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی»
.

#آنا_جمشیدی
دیدگاه ها (۵)

روزه ام را باز با آغوش تو وا می کنم تا سحر چشمان مستت را تما...

جانا چه میشود که به عهدت وفا کنیبا چشم خویش چاره بر این فتنه...

#باید ببوسی چشــم های روشنــم را تا پــُر کنــد آغــوش تــو ...

#تو با نامهربانی هم قشنگی، پس نمی‌پرسم کمی با من دلت را مهرب...

🥀دلم می سوزد🥀 🥀برای خودم🥀 🥀برای تنهایی عمیقم🥀 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط