{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو_درخواستی

#سناریو_درخواستی

وقتی یه وسیله ی خونه خراب شده بعد تعمیرکار میاد. اونا فکر میکنن دوست پسرته

نامجون: کتابخونه خریدین، تعمیرکار اومده تا وصلش کنه. نامجون رفته بود کتاب بخره، اومد خونه. دید تو رو مبل نشستی یه مرده هم داره گوشه خونه با یه سری چوب ور میره. اومد سمتت
نامجون: این کیه؟(کمی عصبی)
ا/ت: سلام نامی جونم، این تعمیرکاره اومده کتابخونه رو وصل کنه، کتاب جدید خریدی؟
نامجون: اها یه لحظه یادم رفت، اره عشقم سفارش دادم فردا میارن
ا/ت: اون کتاب منم سفارش دادی
نامجون: اره، میشه برام شربت خنک بیاری خیلی بیرون گرم بود
ا/ت: باشه عشقم بشین برات بیارم(لپ نامی رو بوسید)
نامی: مرسی عشقم

جین: گاز جدید خریده بودید، بعد تعمیرکار اومده تا وصلش کنه. جین تازه از سرکار اومد. اومد اشپزخونه دید یه مرده داره باهات حرف میزنه اومد سمتتون
جین: ببخشید شما؟ (عصبی)
ا/ت: سلام عشقم، این اقا اومدن گازو وصل کرد، داشتیم درمورد قیمت حرف میزدیم
جین: وصل کردین؟(عصبی)
تعمیرکار: بله اقا
جین: میتونی بری(عصبی) (تعمیرکار رفت)
ا/ت: جین جرا عصبی ای؟
جین: چرا بهم خبر ندادی که تعمیرکار میاد(عصبی)
ا/ت: جین..
جین: چیه؟ (کلافه)
ا/ت: من فقط تو هندسامو دوست دارم چشمم جز تو کس دیگه ای رو نمیبینه مرد جذاب من(لپ جینو بوسید)
جین: خوب بلدی مخمو بزنی(خنده)
ا/ت: برو لباستو عوض کن تا ناهار بیارم
جین: باشه هندسام دوم

شوگا: رفته بود با اعضا بیرون وقتی اومد خونه دید یه مرده داره با گاوصندوق ور میره ا/ت هم بالا سرش وایساده.
شوگا: دارین چه گوهی میخورین(داد، عصبی)
ا/ت: سلام عشقم، وا چرا اینطوری میکنی
شوگا: این مرتیکه عوضی کیه؟ با گاوصندوق چیکار دارین؟ (عصبی)
ا/ت: ع چرا اینطوری میکنی خودت گفتی کلیدشو گم کردی بگو تعمیرکار بیاد تا قفلشو عوض کنی(بغض)
شوگا: چرا صبر نکردی خودم بیام(عصبی)
ا/ت: الان دقیقا مشکل تو چیه؟ ها؟ (بغض، عصبی)
شوگا: ا/ت خب من یه لحظه فکر کردم.. (ا/ت پرید وسط حرفش)
ا/ت: الان نمیخوام چیزی بگی
(چند دقیقه بعد)
تعمیرکار اومد سمت شوگا
تعمیرکار: اقا بفرمایید اینم کلید قفل جدید
شوگا: ممنون میتونید برید
تعمیرکار وسایلشو جمع کردو رفت
شوگا: عشقم ببین م..
ا/ت: چیه میخوای بگی فکر کردی دارم بهت خیانت میکنمو میخوام پولاتو از گاوصندوق بردارم؟ واقعا که متاسفم برات(بغض، عصبی)
شوگا: ا/ت..
ا/ت: چیه(بغض)
شوگا: ببخشید(ا/تو کشید تو بغلش)

جیهوپ: بعد تمرین اومد خونه خیلی خسته بود اومد تو دید یه مردی نشسته رو مبل، با عصبانیت رفت سمت مرده یقشو گرفت
جیهوپ: تو کدوم بی شرفی هستی؟(عصبی)
ا/ت میخواست برای تعمیرکار شربت بیاره، از اشپزخونه اومد بیرون وقتی دید جیهوپ عصبیه سریع لیوانو گذاشت رو میز رفت سمت جیهوپ
ا/ت: چی..کار میکنی(ترسیده)
جیهوپ: این مرتیکه کیه(عصبی)
ا/ت: این تعمیرکاره اومده تلویزیون رو درست کنه
جیهوپ: تعمیرکار؟
ا/ت: اره دیگه دیشب بهت گفتم
جیهوپ: ع اره یادم رفت
جیهوپ یقه ی مرده رو ول کرد
جیهوپ: ببخشید اقا من یه لحظه عصبی شدم
تعمیرکار: مشکلی نیست، میتونم کارمو شروع کنم؟
جیهوپ: بله حتما شما بفرمایید تلویزیون رو تعمیر کنید
تعمیرکار وسایلشو برداشتو رفت تلویزیون تعمیر کنه.
ا/ت: جیهوپ خیلی بدی درباره من چی فکر کردی(بغض)
جیهوپ: سانشاینم..(ا/ت نذاشت جیهوپ حرفشو بزنه رفت اتاق)
(هوپی الان باید ناز ا/تو بکشه چون ا/ت قهره)

#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۷)

جیمین: تخت جدید خریده بودین، تعمیرکار داشت وصلش میکرد. جیمین...

عضو هشتم

عضو هشتم

پست اینستاگرام "حسین" با اهنگ ʜᴏᴏʟɪɢᴀɴ از ʙᴛs🔥فالو؟ لایک؟ با...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط