{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر بی حوصله بودم که

آنقدر بی حوصله بودم که
زدم آینه‌رو شکستم..!!

چقدر اینجا یک نفر هم
زیاد بنظر می آید و
تنهایی... شلوغ است!!

دارم پیچ و مهره هایم را
یکی‌یکی باز میکنم
دوست دارم خودم را
ببرم پس بدهم......!!


«رسول‌ادهمی»
دیدگاه ها (۴۴)

من «شنا» کردن بلد نیستم......ولیکن عاقب از خدا خواهم..که «غر...

حتی ممکن است این شال گردناصلا خوب از آب در نیاید!!و تو را گر...

دست کردم تو جیبامسه هزار تومن بیشتر نداشتم!!بارون تندی میامد...

تسبیح هزار دانه ای‌است سکوتم!!که دانه هایش را پیوستهذکر رحمت...

نوشتنم نمی آید...درست یادم نیست از کی و با کدام ماجرا نوشتنم...

شاهزاده دوست داشتنی من

عاشقم باش Part 48

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط