{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف آدم را یاد خیلی چیزها می اندازد. یاد چترهای راه راه ر

برف آدم را یاد خیلی چیزها می اندازد. یاد چترهای راه راه رنگی در روزهای کودکی، یاد سر پناه های موقتی در خیابان های شلوغ، یاد شعرهای نوجوانی، شور های جوانی و یاد رویاهایی که هیچ روزی به حقیقت نرسید. امروز، اما من زیر بارش برف، بی چتر رنگی، بی سر پناه و بدون حسرت از نرسیدن رویا هایم به حقیقت زندگی به آسمان نگاه کردم و گذاشتم تا تمام غم هایش را به سر و رویم ببارد. صبورانه به صدایش گوش کردم و بوی نمناک دردش را با تمام وجود نفس کشیدم. زیر برف قدم زدم و بر تمام سنگ فرش های خیابان، نقش رویایی را دیدم که روزی به حقیقت خواهد رسید. چقدر شبیه آسمانم امشب...
دیدگاه ها (۱)

خیلی وقت است که دلتنگی هایم را به روی خودم نیاوردم. و با هر ...

سه نقطه می گذارم و تو سکوت می کنی. سه نقطه می گذارم و تو رد ...

برف که می بارد حتی وقتی که مثل غبار است، حتی وقتی که هنوز به...

ساده که می شوی همه چیز خوب می شود. خودت، غمت، مشکلت، غصه ات،...

بازی خطرناکپارت : ۲۱ باران بی‌وقفه روی شیشه‌های ماشین می‌بار...

نور ملایم اتاق روی صورتش سنگینی می‌کرد. لبه تخت نشسته پاهاش ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط