{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بادبادک بازیگوشی بودی

تو بادبادک بازیگوشی بودی
که با دنباله ی عطرش
هر روز از خیابان نوجوانی‌ام می گذشت !
و من کودکی که می دوید
می دوید... می دوید... و نمی رسید
کودکی که موهایش جو گندمی شدند،
اما هرگز نخواست بزرگ شود
چرا که بزرگ شدن، فراموش کردن تو بود !
من کودکی بودم که تمام عمر
می دوید و دست تکان می داد،
برای بادبادکی ...
که با بادها می رقصید،
و او را نمی دید ... !


#یغما_گلرویی
دیدگاه ها (۸)

بازآی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار...

مثل سنگی که به پایان خیابان برسدگوشه کوچه بن بست زمان میخ شد...

عشق اتفاقی ست که می افتدگاهی پرشتابمثل گلوله ای ناغافلگاهی آ...

بگذار بگویند دیوانه ام!پای آمدن تو در میان باشد،ضریح که هیچ،...

فیک=) دوستت دارم (پارت اول) ...

پارت پنجم -لبه ی شمشیر-

پارتتتتت‌ جدیددددددد بلاخره گشادی رو گذاشتم کنارازت-متنفرم-و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط