تو بادبادک بازیگوشی بودی

تو بادبادک بازیگوشی بودی
که با دنباله ی عطرش
هر روز از خیابان نوجوانی‌ام می گذشت !
و من کودکی که می دوید
می دوید... می دوید... و نمی رسید
کودکی که موهایش جو گندمی شدند،
اما هرگز نخواست بزرگ شود
چرا که بزرگ شدن، فراموش کردن تو بود !
من کودکی بودم که تمام عمر
می دوید و دست تکان می داد،
برای بادبادکی ...
که با بادها می رقصید،
و او را نمی دید ... !


#یغما_گلرویی
دیدگاه ها (۸)

و قلبم دوباره تپیدpart: 1. ...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

𝖕𝖆𝖗𝖙۲۲تالار بزرگ نیمه‌تاریک بود. سوهو روی تخت نشسته بود. جیم...

ادامه

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

اتاقی که وجود نداشت(part6)صبح روز بعد، ا/ت دوباره به اتاق سو...

رمان انتقام ازدواج کامل

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط