{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«فصل۲ The magic of lov »

«فصل۲ The magic of lov »
part ۱۲۷

با حرص نگام کرد.

خشن گفتم خیله خوب خیله خوب.. ریلکس نباش.. سکته

كن.. اصلا به من چه.

و به در روبروم زل زدم

به پشتش مثل من تکیه داد.

نفس عمیق کشیدم و بوی عطرش رو که توي فضاي بسته و كوچيك در حال پخش شدن بود توی بینیم کشیدم.. چشمامو بستم و با لذت بوش کردم.

گرماي تنش حت از این فاصله هم سوزاننده بود..

اروم گفتم:تهیونگ يعني چي؟

با غیض گفت میشه به راه خروج از اينجا فك كني؟
اروم سرمو کج کردم و روي شونه اش گذاشتم..

اخ..

نگفت

تکونم نخورد.

لبخند پردردي زدم و اشکم اروم جاري شد. چشمامو محکم به هم فشردم...

شونه محکمش زیر سرم اوج امنیت و آرامش بود
شونه محکمش زیر سرم اوج امنیت و آرامش بود که سالها

پیش هم تجربه اش کرده بودم.

اره..سالها پیش..

١٥٣٤..وقتي گیر کرده بودیم. سر روي شونه اش گذاشته

بودم

واقعا زندگیم بازتاب گذشته شده بود..

اخ..

لبمو محکم گاز گرفتم تا بیشتر از این اشکی از چشمام

نیاد..

چشمام سنگین تر شده بود و داشت خوابم میبرد و شدیداً

داشتم باهاش مقابله میکردم..

اروم گفت: نخواب.. حس خفگیت بیشتر میشه.. همیشه چیزی که ادما رو خفه میکنه کمبود هوا نیست..گاهي بغض و درداشونه.. بغض اومد تو گلوم و گفتم تا حالا کسي رو دوست داشتي؟

حرفي نزد.

با سماجت گفتم:داشتي؟

با غیض گفت:مشاور رابطه اي؟

و شونه اشو از زیر سرم کنار کشید.

داغون صورتمو تو هم کشیدم و زیرلب گفتم تو واقعا گند

اخلاقي..

دست زد و گفت آفرین به تو..چقدر تو باهوشي..

با دهن کجی نگاش کردم و گفتم تازه عوضي هم هستي..

با حرص نگام کرد.

لبخند خيلي گشاد و حرص دراري بهش زدم.
با حرص نام کرد.

لبخند خيلي گشاد و حرص دراري بهش زدم. نگاه ازم کند و نگاهش رو به روبروش دوخت.

نفس عميقي كشيدم.

کیفش رو باز کرد و پرونده اي رو بیرون کشید.. کاغذي با پرونده بیرون اومد که تند فرستادش داخل.

چشمامو باريك كردم

مطمینم طراحی چشم بود.

سریع هولش داد داخل ولي ديدمش..

-طراحي ميكني؟

جدي و خشن گفت نه.

زل زدم بهش.
دیدگاه ها (۰)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۲۸جدي و خشن گفت نه. زل زدم به...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۲۹نفس عمیق کشیدم و رفتم سر یخ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۶اروم گفتم تهیونگ ! با غیض گ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۲۵اسانسور خيلي يهويي و بد وای...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 35・⁠]⁠ᕗسرش رو پایین انداخت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط