کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورا

کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورا
میشدی مثل شراب ، پیمانه میکردم تورا

می شدم یک شاعر دیوانه بارقص وغزل
خط به خط میگفتم ودیوانه میکردم تورا

تو برایم لیلی ومن می شدم مجنون تو
وارده یک قصه ی مردانه میکردم تورا

یاکه با اسب سفیدی دورازشبهای تلخ
می رساندم وارده کاشانه میکردم تورا

یا زلیخا می شدی من یوسفانه عاشقت
تاکه من در قصه ام افسانه میکردم تورا

کاش می شدشرابم باشی وباچشم مست
ساغرهم می شدیم میخانه می کردم تورا

کاش میشدتا سحراین شعررا طولش دهم
تا که من هم عاشق و دیوانه میکردم تورا
دیدگاه ها (۱)

مست و دلبسته ی آن چشم خمارم چه کنمغافل از خویشم و در بند نگا...

نازکن خاتون زیبا نازتان رامیخرم آن وجود دلبر طنازتان رامیخرم...

عاشقی آواره ام، در غربت چشمان توگریه پنهان کرده ام، از حرمت ...

آنقدرعشقت به جانم ریشه کردآنقدرمهرت دراین دل خانه کردآخرش عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط