{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست و دلبسته ی آن چشم خمارم چه کنم

مست و دلبسته ی آن چشم خمارم چه کنم
غافل از خویشم و در بند نگارم چه کنم
تیرمژگان بلندت به جفا کشت مرا
تو بگو با دل خونین و نزارم چه کنم ؟
وقت رفتن شد و من با تو نگفتم سخنی
فرصتی ،گرتو نیایی به کنارم چه کنم؟
غافلی از من و دل رنج تو را دارد بیش
که اگر او نشود دار و ندارم چه کنم ؟
روز من در تب آن زلف سیاهت شام است
دست در حلقه ی جادوت ،نیارم چه کنم؟
باغ لبها و عسل ریز نگاه تو و من
اینهمه ناز و تنعم نشمارم چه کنم؟
تیر مژگان تو و مرغ دل کوچک من
نکنی قصد شکار ِ دل ِ زارم چه کنم؟
گل من وقت خزان است و زمستان در راه
بی تو ای جان دل و باغ و بهارم چه کنم؟
من که از قافله ی عشق عقب افتادم
پیش تو چون که نیفتد سرو کارم چه کنم؟
میروم تا بتوانی بدرخشی بی من
ابریم، گر ز غمت زار نبارم چه کنم؟
باز رقصانم وگریانم و نامت بر لب
عاشق روی مه و چشم نگارم چه کنم؟
دیدگاه ها (۳)

نازکن خاتون زیبا نازتان رامیخرم آن وجود دلبر طنازتان رامیخرم...

چشم دریایی تو شبتاب هر شعر و غزل من فدای چشم زیبای تو بودم ا...

کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورامیشدی مثل شراب ، پیمانه می...

عاشقی آواره ام، در غربت چشمان توگریه پنهان کرده ام، از حرمت ...

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنمابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط