مست و دلبسته ی آن چشم خمارم چه کنم
مست و دلبسته ی آن چشم خمارم چه کنم
غافل از خویشم و در بند نگارم چه کنم
تیرمژگان بلندت به جفا کشت مرا
تو بگو با دل خونین و نزارم چه کنم ؟
وقت رفتن شد و من با تو نگفتم سخنی
فرصتی ،گرتو نیایی به کنارم چه کنم؟
غافلی از من و دل رنج تو را دارد بیش
که اگر او نشود دار و ندارم چه کنم ؟
روز من در تب آن زلف سیاهت شام است
دست در حلقه ی جادوت ،نیارم چه کنم؟
باغ لبها و عسل ریز نگاه تو و من
اینهمه ناز و تنعم نشمارم چه کنم؟
تیر مژگان تو و مرغ دل کوچک من
نکنی قصد شکار ِ دل ِ زارم چه کنم؟
گل من وقت خزان است و زمستان در راه
بی تو ای جان دل و باغ و بهارم چه کنم؟
من که از قافله ی عشق عقب افتادم
پیش تو چون که نیفتد سرو کارم چه کنم؟
میروم تا بتوانی بدرخشی بی من
ابریم، گر ز غمت زار نبارم چه کنم؟
باز رقصانم وگریانم و نامت بر لب
عاشق روی مه و چشم نگارم چه کنم؟
غافل از خویشم و در بند نگارم چه کنم
تیرمژگان بلندت به جفا کشت مرا
تو بگو با دل خونین و نزارم چه کنم ؟
وقت رفتن شد و من با تو نگفتم سخنی
فرصتی ،گرتو نیایی به کنارم چه کنم؟
غافلی از من و دل رنج تو را دارد بیش
که اگر او نشود دار و ندارم چه کنم ؟
روز من در تب آن زلف سیاهت شام است
دست در حلقه ی جادوت ،نیارم چه کنم؟
باغ لبها و عسل ریز نگاه تو و من
اینهمه ناز و تنعم نشمارم چه کنم؟
تیر مژگان تو و مرغ دل کوچک من
نکنی قصد شکار ِ دل ِ زارم چه کنم؟
گل من وقت خزان است و زمستان در راه
بی تو ای جان دل و باغ و بهارم چه کنم؟
من که از قافله ی عشق عقب افتادم
پیش تو چون که نیفتد سرو کارم چه کنم؟
میروم تا بتوانی بدرخشی بی من
ابریم، گر ز غمت زار نبارم چه کنم؟
باز رقصانم وگریانم و نامت بر لب
عاشق روی مه و چشم نگارم چه کنم؟
- ۱.۸k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط