{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،
پسری اومد یه کاغذ تاشده انداخت رویمیزش ورفت !
دختره خیلی با خودش کلنجار رفت که کاغذو برداره یا نه ؛ آخر اون برداشت گذاشت لای دفترش.
شب تو اتاقش از خود پرسید آیا این پسر میتونه آعاز راه خوشبختی باشه یا شاید بدبختی؟
بالاخره دل به دریا زد کاغذ باز کرد با کمال تعجب دید که روی کاغذ با خط زیبا نوشته شده:
(کاپوچینو رو با نی نمیخورن بزغاله!!!)
دیدگاه ها (۹)

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد پسری اومد یه کاغذ تا...

دختره داشت تو کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

پارت ۹:)بقیه ی هفته به سرعت باد گذشت.اولین کلاس روز دوم از ش...

کلاغ سرخ|4P

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط