دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد پسری اومد یه کاغذ
دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد پسری اومد یه کاغذ تا شده انداخت روی میزش و رفت،
دختره خیلی با خودش کلنجار رفت که کاغذ و برداره یا نه !! اخر اونو برداشت گذاشت لای دفترش شب تو اتاقش از خودش پرسید ایا این پسر میتونه اغاز راه خوشبختی باشه یا شاید بدبختی ؟ بالاخره دل به دریا زد کاغذ باز کرد با کمال تعجب دید که روی کاغذ نوشته شده:
.
.
.
.
.
.
..
.
.
..
کاپوچینورو با نی نمیخورن بززززززغااااااااااااااله!
دختره خیلی با خودش کلنجار رفت که کاغذ و برداره یا نه !! اخر اونو برداشت گذاشت لای دفترش شب تو اتاقش از خودش پرسید ایا این پسر میتونه اغاز راه خوشبختی باشه یا شاید بدبختی ؟ بالاخره دل به دریا زد کاغذ باز کرد با کمال تعجب دید که روی کاغذ نوشته شده:
.
.
.
.
.
.
..
.
.
..
کاپوچینورو با نی نمیخورن بززززززغااااااااااااااله!
- ۲.۶k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط