{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،
پسری اومد یه کاغذ تا شده انداخت روي میزش ورفت !
دختره خیلی با خودش کلنجار رفت که کاغذو برداره یا نه ؛ آخر اون برداشت گذاشت لای دفترش .
شب تو اتاقش از خود پرسید آیا این پسر میتونه آعاز راه خوشبختی باشه یا شاید بدبختی؟ بالاخره دل به دریا زد کاغذ باز کرد با کمال تعجب دید که روی کاغذ با خط زیبا نوشته شده :
(کاپوچینو رو با نی نمیخورن بزغاله!!!)??
دیدگاه ها (۸)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟑جونگکوک:اره دیگه عشق بچگیش همون دختره ...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

دختر داشت توی کافه تریا کاپوچینو میخورد پسری اومد یه کاغذ تا...

دختره داشت تو کافه تریا کاپوچینو میخورد،پسری اومد یه کاغذ تا...

پارت ۹:)بقیه ی هفته به سرعت باد گذشت.اولین کلاس روز دوم از ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط