{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و کاش هرگز ندانی که

و کاش هرگز ندانی که
بعد از تو
رو به جاده ی شمال که میروم
نه عطرِ دریا سرشار ترم می‌‌کند
نه بوییدن ساقه‌های برنج عاشق ترم
نه اندوهِ پر ابهتِ سبزِ جنگل ، شاعر ترم ...
دیدگاه ها (۱)

قیدِ خاطراتِ مرده را بزن!نبضی که رفتهگرفتن ندارد...

سکوت میکنم تا خدا سخن گوید؛رها میکنم تا خدا هدایت کند؛دست بر...

کرم است دیگردستِ آدم نیست...گاهی می افتد به جانِ موبایلش وتم...

خفته بودی که لبت بوسیدم قندِ دزدی چقدر شیرین است ...

بعضی جاها رو فقط باید دید…چون هرچقدر ازشون تعریف کنی، باز هم...

اون سرشار از خشم و نارضایتیه، پر از نفرت از آدما، بی فکره، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط