{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان میگذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تاخم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم
گویا زلزله آمد،گویاخانه فرو ریخت سر من
بی تومن در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من که زکویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل با تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی نتوانم نتوانم
بی تو من زنده نمانم...
دیدگاه ها (۴)

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان جان به غمهایش سپردم نی...

میدانم دیدار ما می ماند به حوالی هر چه بادا باد به حوالی ر...

دوست دارم که تو را دوست بدارم، به تو چه بی تو هر ثانیه ای را...

دراین زمانه‌ی بی‌های‌وهوی لال‌پرستخوشا به حال کلاغان قیل‌وقا...

بی تو درهمهٔ شهر غریبمبی توکس نشنود از این دل بشکسته صداییبر...

بی تو کس نشود از این دل بشکسته صداییبرنخیزد دگر از مرغک پربس...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده دشت جنونم صید افتاده بخونم تو چسان می گذری...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط