{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرح آغوش تو ای دوست، معما دارد !!

طرح آغوش تو ای دوست، معما دارد !!
اینکه تنها، به اندازه ی من، جا دارد
اینکه لبخند تو را، بوسه ی من می شکند
اینکه موی من و دستان تو معنا دارد
یک شب از مهر، مرا مهلت بودن بسپار
تا ببینی غزلم با تو سخن ها دارد
نوبهار است و شبانگاه اگر کوتاه است
شب من با تن تو معنی یلدا دارد
قصه های تب پنهان مرا می شنوی
چشم های تو، مرا، قصد مدارا دارد
آه، امروزم اگر رفت، و دیروزم.... هیچ
لب من با لب تو صحبت فردا دارد
من جهان را همه آیینه ی چشمت دیدم
مثل ابری که نظر بر دل دریا دارد
باز باران پر از خاطره ای می بارد
لحظه هایم عطش خشکی صحرا دارد
من بیابانم و تو از دل باران خزان
وَه که روییدنِ من از تو تماشا دارد
چشم های تو مرا می شکفد... می بینی؟!!
چه غریبانه دلم با تو تمنا دارد....
اینکه آغوش تو اندازه ی من، وا شده است
چه کسی دید، که آغوش تو، من را دارد...؟؟؟!!!!
دیدگاه ها (۶)

حضرت یار

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط