صبح بهمن ماه است
صبح بهمن ماه است
برگے
بے هویتم
زاده ی پاییز و
سرگردان در زمستان
خسته ام
از
له شدن های عاشقانه
جیغ هایے از درد
که
خش خش نام گرفت
ای
زمستان
قرص های خوابم را ببار
تشنه یک
نبودنم
زرد
و
سرد
میخوابم
و
با رویای
چای سبزی داغ
تا صبح بهار
گرم میمانم
برگے
بے هویتم
زاده ی پاییز و
سرگردان در زمستان
خسته ام
از
له شدن های عاشقانه
جیغ هایے از درد
که
خش خش نام گرفت
ای
زمستان
قرص های خوابم را ببار
تشنه یک
نبودنم
زرد
و
سرد
میخوابم
و
با رویای
چای سبزی داغ
تا صبح بهار
گرم میمانم
- ۹۱۸
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط