{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنی پارت

(دوست داشتنی) پارت 34

تهیونگ: بریم
ا.ت: داره از صورتت
خون میاد
تهیونگ: مهم نیست
ا.ت: منو ببر خونمون
تهیونگ:نه
ا.ت: چرا
تهیونگ:نمیتونم تنهات بزارم
میریم عمارت فردا هم چیزهاتو
میارم
ا.ت: نه مزاحم نمیشم
تهیونگ: نه نمیتونی اونجا
تنها بمونی ممکنن دوباره اون
عوضیا بیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ
رسیدیم عمارت
تهیونگ: بیا این اتاق تو همه
چیز هم داخلش هست
ا.ت: ممنون تهیونگ میتونی
یه امشب پیشم بمونی باهام
حرف بزنی
تهیونگ: خب باشه
ا.ت: بیا اینجا بشین
راستی واقعا دوست
دختر نداری
تهیونگ: نه اخه کی
منو میخواد
ا.ت: خیلیا خب کسی
هم دوست نداری
تهیونگ: چرا دوست دارم
ا.ت:واقعا اون کیه
تهیونگ:ولی اون دوستم
نداره اون خودش یکی
دیگه رو دوست داره
ا.ت: مثل منی دیگه
تهیونگ: هنوز از سوبین
خوشت میاد
ا.ت: منظورم سوبین نیست
تهیونگ: پس چه زود
عاشق شدی
ا.ت: دوسش داشتم قبل از سوبین ولی اون نیومد سراغم ولش کردم ولی احساس میکنم دوباره بهش علاقمند شدم

#تهیونگ
#فیک
دیدگاه ها (۶)

(دوست داشتنی) پارت35ا.ت:مثل یه دوستهتهیونگ: مثل خودم وخودتا....

(دوست داشتنی) پارت 36صبحخدمتکار: آقاتهیونگ:بلهخدمتکار: پدرتو...

(دوست داشتنی) پارت 33بعد از مهمونیا.ت: آقای کیم تهیونگببخشید...

(دوست داشتنی) پارت 32ا.تتهیونگ: چیکار میکنیدا.ت از جونگکوک ج...

Part 14

خون آشام پنهان ۱۹

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط