{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت عمرمٖ در سر سودای دل

رفت عمرمٖ در سر سودای دل
وز غم دل نیستم پروای دل

دل به قصد جان من برخاسته
من نشسته تا چه باشد رای دل
دیدگاه ها (۳)

نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندمٖ ز بیدردیدلی چون لاله با داغ...

در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشتجان در هوای گوهر نایاب داده ایم...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

🖤🖤در رفتن جان از بدنروح روانم میرودخداحافظ ای داغ بر دل نشست...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط