{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی ام

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی ام
یک نفر گم می شود در خنده ی شیدایی ام
روی موهایم هزاران یاس آبی رسته است
بعد ازین من هستم وافسانه ی رسوایی ام
چشمهای خیس شب در هی هی چوپان دل
می زند آهنگ اندوه من وتنهایی ام
این شب آخر که یلدا را سیه رو کرده است
خواب را پس می زند در نغمه ی لالایی ام
کاش فردا معنی امروز کشتن را نداشت
اهل امروزم ولی دیوانه ی فردایی ام
یک نفر نی می زند در غربت فردای من
آه از این نغمه واین رقص بی پروایی ام
باز از امروز تا فردا جنونی دیگر است
نغمه های گرم چوپان می کند لیلایی ام...
دیدگاه ها (۲)

تأثیر مداد سیاه در آینده دو کودک اول: دزدی حرفه ای و اما دوم...

نمی شود که تو باشی و شعر هم باشدنمی شود که تو باشیترانه هم ب...

خانه و پر از سادگیپنجره ای رو به کوچه های خیسو غربت شوق کودک...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط