𝓹𝓪𝓻𝓽۳۵
𝓹𝓪𝓻𝓽۳۵
اعضا درو باز کردن دیدن که ات خوابه
نامی: ما اینو میخواستیم بترسونیم؟
هوپی: خودمون بیشتر ترسیدیم
کوک: خداروشکر که نترسیده
جین: حالا بزاریم بخوابه
رفتن بیرون ات یهو آیپدشو درآورد ادامه فیلمشو ببینه
ات: اسکلا
*(نویسنده: اسکل خودتی
ات: شنیدما
نویسنده: گفتم که بشنوی
ات: نویسنده میدونی چیکار میتونم بکنم دیگه
نویسنده: فعلا نمیتونی
ات: به زودی میتونم
نویسنده: خب ادامه داستان)*
ـــــــــــــــویو فردا
ات ویو
صبح پاشدم رفتم بیرون هنوز بیدار نشده بودن پس زود صبحونمو خوردم و رفتم کمپانی
اعضا ویو
نامی ویو
از خواب پاشدم دیدم اعضام پاشدن ولی ات انگار هنوز خوابه جین صبحونه رو چید
جین: کوک برو اتو بیدار کن
کوک رفت
کوک بدو بدو اومد
کوک: ات نیست
اعضا: ها
همه جای خونرو گشتن نبود
هوپی بزار زنگ بزنم بهش ببینم کجاس
ات:بفرمایید؟
هوپی: ات خوبی؟ کجایی؟
ات: ببخشید آقای جانگ من کمپانیم نمیتونم حرف بزنم خدافظ
قطع کرد
اعضا:(نفس عمیق)
نامی: خیالم راحت شد
جین: بدویین بخوریم بریم
ــــــویو وسط تمرین
ات موقع تمرین حرف نمیزد و تمرکزشو روی رقصش گذاشته بود
هوپی: من میرم یه نوشیدنی چیزی بگیرم ، ات تو چی میخوری
ات: ممنون آقای جانگ من چیزی نمیخورم
هوپی: اونجوری صدام نکن احساس راحتی نمیکنم(با خنده)
ات: ببخشید آقای جانگ ما باهم نسبتی داریم لزومی نداره باهم خیلی صمیمی حرف بزنیم
اعضا ناراحت شدن
ات داشت ادامه رقصشو میرفت که کای یهو بدو بدو اومد سمتش
کای: ات
ات کایو بغل کرد
کای از بغل ات اومد بیرون
کای: ات یچی بگم؟
ات: بله؟
کای: امم ات ببین من باید با یه دختره اجرا کنم خب
ات: خب
کای: مشکلی نداری؟
ات: نه چه مشکلی؟
ات: فقط قبل اجرا بیا پشت صحنه کارت دارم
کای: باشه
رفت
اعضا: با اینم
قرمز شدن ولی نمیتونستن چیزی بگن
ویو ساعت 18:٠٠
...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
اعضا درو باز کردن دیدن که ات خوابه
نامی: ما اینو میخواستیم بترسونیم؟
هوپی: خودمون بیشتر ترسیدیم
کوک: خداروشکر که نترسیده
جین: حالا بزاریم بخوابه
رفتن بیرون ات یهو آیپدشو درآورد ادامه فیلمشو ببینه
ات: اسکلا
*(نویسنده: اسکل خودتی
ات: شنیدما
نویسنده: گفتم که بشنوی
ات: نویسنده میدونی چیکار میتونم بکنم دیگه
نویسنده: فعلا نمیتونی
ات: به زودی میتونم
نویسنده: خب ادامه داستان)*
ـــــــــــــــویو فردا
ات ویو
صبح پاشدم رفتم بیرون هنوز بیدار نشده بودن پس زود صبحونمو خوردم و رفتم کمپانی
اعضا ویو
نامی ویو
از خواب پاشدم دیدم اعضام پاشدن ولی ات انگار هنوز خوابه جین صبحونه رو چید
جین: کوک برو اتو بیدار کن
کوک رفت
کوک بدو بدو اومد
کوک: ات نیست
اعضا: ها
همه جای خونرو گشتن نبود
هوپی بزار زنگ بزنم بهش ببینم کجاس
ات:بفرمایید؟
هوپی: ات خوبی؟ کجایی؟
ات: ببخشید آقای جانگ من کمپانیم نمیتونم حرف بزنم خدافظ
قطع کرد
اعضا:(نفس عمیق)
نامی: خیالم راحت شد
جین: بدویین بخوریم بریم
ــــــویو وسط تمرین
ات موقع تمرین حرف نمیزد و تمرکزشو روی رقصش گذاشته بود
هوپی: من میرم یه نوشیدنی چیزی بگیرم ، ات تو چی میخوری
ات: ممنون آقای جانگ من چیزی نمیخورم
هوپی: اونجوری صدام نکن احساس راحتی نمیکنم(با خنده)
ات: ببخشید آقای جانگ ما باهم نسبتی داریم لزومی نداره باهم خیلی صمیمی حرف بزنیم
اعضا ناراحت شدن
ات داشت ادامه رقصشو میرفت که کای یهو بدو بدو اومد سمتش
کای: ات
ات کایو بغل کرد
کای از بغل ات اومد بیرون
کای: ات یچی بگم؟
ات: بله؟
کای: امم ات ببین من باید با یه دختره اجرا کنم خب
ات: خب
کای: مشکلی نداری؟
ات: نه چه مشکلی؟
ات: فقط قبل اجرا بیا پشت صحنه کارت دارم
کای: باشه
رفت
اعضا: با اینم
قرمز شدن ولی نمیتونستن چیزی بگن
ویو ساعت 18:٠٠
...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
- ۹۴
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط