تاریخچهء پیدایش و پیشرفت جهانبینی دانشگرا (سکولار) -5
تاریخچهء پیدایش و پیشرفت جهانبینی دانشگرا (سکولار) -5
________________________________________________
در سال 1690 زادروزی (میلادی) ، جان لاک (1704-1632){1} با چاپ و پخش (منتشر) کردن نوشتار فرجای (مهم) خود ، بنام «نوشتاری دربارهء "پی برش" (فهم) انسانی» ، و پدید آوردن "شناخت شناسی" «آروین گرا» (تجربه گرا ، امپریسیست) ، توانست پس از 2200 سال ، نادرست بودن شناخت شناسی "انگارگرایانه" (ایدئالیستی) را پااستوار (ثابت) کند ؛ و نخستین کوبش (ضربهء) سنگین و نابود کننده را بر کمر «جهانبینی نادانشگرا (غیرسکولار)» فرود آورد ، و برای پیشرفت تند (سریع) «جهانبینی دانشگرا (سکولار)» ، راه را بیش از پیش ، باز بنماید . در دنبالهء این نوشتاره (مقاله) ، چکیدهء (خلاصهء) پیشگفتار این نوشتار (کتاب) فرجای (مهم) جان لاک را بدست میدهم (ارائه می کنم) ؛ بی گمان (البته) برای کسانی که پیش از این ، نوشته های خردشناسانه (فلسفی) و شناخت شناسانه (معرفت شناسانه) نخوانده باشند ، این شدنیگی (امکان) هست که خواندن دنبالهء این فرسته (پست) کمی دشوار باشد .
1- سرچشمهء (منشاء) شناخت چیست؟
_____________________________
1-1 چکیدهء «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری)
_______________________________________________________
شاید برای شما شگفتی آور باشد ، ولی باید دانست که باورمندان (معتقدان) «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری) ، یا همان «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) ، اینگونه می اندیشند که جان (روح) انسان ، پیش از اینکه به تن انسان پابگذارد (وارد شود) ، در جهان «چکیده مینوها» (مجردات) زندگی کرده است و توانسته است به این «چکیده مینوها» (مجردات) پی ببرد (فهم یابد) و بدین روش ، انگارها (ایده ها) در جان (روح) جای بگیرند . با اینچگونی (با اینحال) ، این «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) ، می گویند که این انگارها بیدرنگ به لایه های زیرین «یاد» (ذهن) رانده شده اند . «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) بر این باورند که بچرائی (بدلیل) بودن (وجود داشتن) همین انگارها (ایده ها) در «کهن یاد» {لایه های زیرین یاد (ذهن)} انسان است که آدمی با دیدن چیزهای بهره مند از این انگارها (ایده ها) ، میتواند به انگار (ایدهء) آن چیزها پی ببرد (فهم یابد) . پایابراین ، از دیدگاه انگارگرایان (ایدآلیست ها) ، بدست آوردن شناخت ، همان به یاد آوردن انگارهای (ایده های) هستا (موجود) در «کهن یاد» است ؛ آنها میگویند اگر انگارها در «کهن یاد» انسان نبودند ، مایهء شناخت هم در انسان نبود ، و بدست آمدن شناخت برای انسان ، شدنی (ممکن) نمی شد . انگارگرایان (ایدآلیست ها) ، انگارها را به دو دستهء «انگارهای نگری (نظری)» و «انگارهای کنشی یا نیکرفتارانه (عملی یا اخلاقی)» بخش (تقسیم) میکنند . نمونهء (مثال) «انگارهای نگری (نظری)» اینستکه «یک چیز ، نمیتواند هم باشد و هم نباشد» ؛ و نمونهء «انگارهای کنشی یا نیکرفتارانه (عملی یا اخلاقی)» اینستکه «باید بر سر پیمان خود ایستاد» .
2-1 پااستوار (ثابت) کردن نادرستی «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری)
____________________________________________________________
جان لاک برای پایه گذاری «آروین گرائی» (تجربه گرائی ، امپریسیسم) ، نخست به پااستوار (ثابت) کردن نادرستی «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری) پرداخت ؛ و گفت : «باورمندان این نگریه (نظریه) ، برای پااستوار (ثابت) کردن درستی باورشان ، بیشتر (معمولا) اینجور «چرائی آوری» (استدلال) می کنند که "همه ، نگریهء انگارهای سرشتی را درست میدانند" .
جان لاک به این «چرائی آوری» (استدلال) «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) ، اینگونه پاسخ میدهد : « حتی اگر همهء انسان ها این نگریه را درست بدانند ، این یکنگرگی (اتفاق رای) ، پااستوار (ثابت) کنندهء سرشتی (فطری) بودن این انگارها (ایده ها ، تصورات) نیست ؛ زیرا حتی یکی از این انگارها (ایده ها ، تصورات) را نمیتوان یافت که «فراگیر» باشد .
دربارهء «انگارهای نگری (نظری)» ، باید گفت که گرچه کودکان و بیخردان (ابلهان) نیز دارای «یاد» (ذهن) هستند ، ولی شناختی از این گونه انگارها (ایده ها ، تصورات) ندارند . بواژگانی دیگر (بعبارت دیگر) کودکان و بیخردان (ابلهان) انگارهائی (ایده هائی ، تصوراتی) مانند اینکه «یک چیز نمیتواند هم باشد و هم نباشد» ، ندارند . وانگهی ، بخش بیشینه ای (عمده ای) از بیسوادان و جنگلیان (انسانهای وحشی) نیز ، سالها پس از گذشتن از «زیستهء خرد» (سن عقل) خودشان ، شناختی از این گونه از انگارها (ایده ها ، تصورات) ندارند . در میان سرخپوستان نیز این گونه از انگارها (ایده ها ، تصورات) بسیارکم (بندرت) دیده شده اند .
همچنین باید گفت که بدشواری (مشکل) میتوان انگارهای کنشی یا
________________________________________________
در سال 1690 زادروزی (میلادی) ، جان لاک (1704-1632){1} با چاپ و پخش (منتشر) کردن نوشتار فرجای (مهم) خود ، بنام «نوشتاری دربارهء "پی برش" (فهم) انسانی» ، و پدید آوردن "شناخت شناسی" «آروین گرا» (تجربه گرا ، امپریسیست) ، توانست پس از 2200 سال ، نادرست بودن شناخت شناسی "انگارگرایانه" (ایدئالیستی) را پااستوار (ثابت) کند ؛ و نخستین کوبش (ضربهء) سنگین و نابود کننده را بر کمر «جهانبینی نادانشگرا (غیرسکولار)» فرود آورد ، و برای پیشرفت تند (سریع) «جهانبینی دانشگرا (سکولار)» ، راه را بیش از پیش ، باز بنماید . در دنبالهء این نوشتاره (مقاله) ، چکیدهء (خلاصهء) پیشگفتار این نوشتار (کتاب) فرجای (مهم) جان لاک را بدست میدهم (ارائه می کنم) ؛ بی گمان (البته) برای کسانی که پیش از این ، نوشته های خردشناسانه (فلسفی) و شناخت شناسانه (معرفت شناسانه) نخوانده باشند ، این شدنیگی (امکان) هست که خواندن دنبالهء این فرسته (پست) کمی دشوار باشد .
1- سرچشمهء (منشاء) شناخت چیست؟
_____________________________
1-1 چکیدهء «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری)
_______________________________________________________
شاید برای شما شگفتی آور باشد ، ولی باید دانست که باورمندان (معتقدان) «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری) ، یا همان «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) ، اینگونه می اندیشند که جان (روح) انسان ، پیش از اینکه به تن انسان پابگذارد (وارد شود) ، در جهان «چکیده مینوها» (مجردات) زندگی کرده است و توانسته است به این «چکیده مینوها» (مجردات) پی ببرد (فهم یابد) و بدین روش ، انگارها (ایده ها) در جان (روح) جای بگیرند . با اینچگونی (با اینحال) ، این «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) ، می گویند که این انگارها بیدرنگ به لایه های زیرین «یاد» (ذهن) رانده شده اند . «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) بر این باورند که بچرائی (بدلیل) بودن (وجود داشتن) همین انگارها (ایده ها) در «کهن یاد» {لایه های زیرین یاد (ذهن)} انسان است که آدمی با دیدن چیزهای بهره مند از این انگارها (ایده ها) ، میتواند به انگار (ایدهء) آن چیزها پی ببرد (فهم یابد) . پایابراین ، از دیدگاه انگارگرایان (ایدآلیست ها) ، بدست آوردن شناخت ، همان به یاد آوردن انگارهای (ایده های) هستا (موجود) در «کهن یاد» است ؛ آنها میگویند اگر انگارها در «کهن یاد» انسان نبودند ، مایهء شناخت هم در انسان نبود ، و بدست آمدن شناخت برای انسان ، شدنی (ممکن) نمی شد . انگارگرایان (ایدآلیست ها) ، انگارها را به دو دستهء «انگارهای نگری (نظری)» و «انگارهای کنشی یا نیکرفتارانه (عملی یا اخلاقی)» بخش (تقسیم) میکنند . نمونهء (مثال) «انگارهای نگری (نظری)» اینستکه «یک چیز ، نمیتواند هم باشد و هم نباشد» ؛ و نمونهء «انگارهای کنشی یا نیکرفتارانه (عملی یا اخلاقی)» اینستکه «باید بر سر پیمان خود ایستاد» .
2-1 پااستوار (ثابت) کردن نادرستی «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری)
____________________________________________________________
جان لاک برای پایه گذاری «آروین گرائی» (تجربه گرائی ، امپریسیسم) ، نخست به پااستوار (ثابت) کردن نادرستی «نگریهء انگارهای سرشتی» (نظریهء تصورات فطری) پرداخت ؛ و گفت : «باورمندان این نگریه (نظریه) ، برای پااستوار (ثابت) کردن درستی باورشان ، بیشتر (معمولا) اینجور «چرائی آوری» (استدلال) می کنند که "همه ، نگریهء انگارهای سرشتی را درست میدانند" .
جان لاک به این «چرائی آوری» (استدلال) «انگارگرایان» (ایدآلیست ها) ، اینگونه پاسخ میدهد : « حتی اگر همهء انسان ها این نگریه را درست بدانند ، این یکنگرگی (اتفاق رای) ، پااستوار (ثابت) کنندهء سرشتی (فطری) بودن این انگارها (ایده ها ، تصورات) نیست ؛ زیرا حتی یکی از این انگارها (ایده ها ، تصورات) را نمیتوان یافت که «فراگیر» باشد .
دربارهء «انگارهای نگری (نظری)» ، باید گفت که گرچه کودکان و بیخردان (ابلهان) نیز دارای «یاد» (ذهن) هستند ، ولی شناختی از این گونه انگارها (ایده ها ، تصورات) ندارند . بواژگانی دیگر (بعبارت دیگر) کودکان و بیخردان (ابلهان) انگارهائی (ایده هائی ، تصوراتی) مانند اینکه «یک چیز نمیتواند هم باشد و هم نباشد» ، ندارند . وانگهی ، بخش بیشینه ای (عمده ای) از بیسوادان و جنگلیان (انسانهای وحشی) نیز ، سالها پس از گذشتن از «زیستهء خرد» (سن عقل) خودشان ، شناختی از این گونه از انگارها (ایده ها ، تصورات) ندارند . در میان سرخپوستان نیز این گونه از انگارها (ایده ها ، تصورات) بسیارکم (بندرت) دیده شده اند .
همچنین باید گفت که بدشواری (مشکل) میتوان انگارهای کنشی یا
- ۷.۴k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط