{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*دود می خیزد ز خلوتگاه من،کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟با

*دود می خیزد ز خلوتگاه من،کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟با درون سوخته دارم سخن،کی به پایان می رسد افسانه ام؟،،دست از دامان شب برداشتم،تا بیاویزم به گیسوی سحر.خویش را از ساحل افکندم در آب،لیک از ژرفای دریا بی خبر.،،برتن دیوارها طرح شکست،کس دگر رنگی در این سامان ندید.چشم می دوزد خیال روز وشب، از درون دل به تصویر امید.،،تا بدین منزل نهادم پای را،از درای کاروان بگسسته ام.گرچه می سوزم از این آتش به جان،لیک بر این سوختن دل بسته ام.،،تیرگی پا می کشد از بام ها:صبح می خندد به راه شهر من.،،دود می خیزد هنوز از خلوتم.با درون سوخته دارم سخن....:'(:'( [سهراب سپهری]
دیدگاه ها (۲۱)

@-}--...

**من همینم!نه چشمان آبی دارم،نه کفش پاشنه بلند...کتانی میپوش...

**کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت ابرا میومد بیرون و گوشم و محکم ...

..

دود می‌خیزد زخلوتگاه منکس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟با درون س...

دود می خیزد ز خلوتگاه من کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟ با در...

دود می خیزد ز خلوتگاه من....!!کس خبر کی یابد از ویرانه ام .....

دود میخزد زخلوتگاه من.کس خبر کی یابد از ویرانه ام?بادرون سوخ...

دود می‌خیزد ز خلوتگاه من.کس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟با درون...

دود می خیزد ز خلوتگاه منکس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟با درون...

کتاب اول: مرگ رنگ

دود می خیزد ز خلوتگاه من کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟ ...

دود می خیزد ز خلوتگاه من. کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟ با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط