{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصدم آن بود که ناگاه شکارت بکنم

قصدم آن بود که ناگاه شکارت بکنم
دلبرت سازم و محبوب و نگارت بکنم

خود شدم صید تو ای دوست به یک غمزهٔ چشم
دل من بردی و رفتی تو...چکارت بکنم!
دیدگاه ها (۶)

حکم لبهای شما در دین ما اینگونه استدیدن آن مستحب، بوسیدنش از...

من اگه قرار بود همه رو ببخشم که آدم نمیشدم،،""خدا میشدم""کین...

تو که هر شب ؛ شب یلدای منیهمه شب ؛ شاهد دنیای منیمن که از عش...

چقدر بی کلاسی زیبا بود (یادش بخیر )

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

فراتر از خویش

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

نماد مرگ پارت شیشم

افتاده در چشم تو صاف

وقتی لب تو خنده زد

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط