{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرلوک هلمز در خیابون ها قدم میزد. صبح هنگامی که دید مردم

شرلوک هلمز در خیابون ها قدم میزد. صبح هنگامی که دید مردم زیادی جمع شدن. انها دور بدن یک زن مرده حلقه زده بودن.
او بدن را بازرسی کرد و یک کیف پول یافت. اسمش آنا بود و او با همسرش تماس گرفت. شوهرش گوشیو برداشت و شرلوک گفت همسرت مرده.
شوهرش گفت امکان نداره
شرلوک گفت لطفا بیاین اینجا و مرگشو تایید کنین
شوهرش گفت باشه و تلفنو قطع کرد
بعد از 10 دقیقه شوهر اومد و جسد رو دید و شروع به گریه کردن کرد
شرلوک به افسر پلیس نگاه کرد و گفت شوهرش رو بازداشت کنین. او قاتل است
چرا؟
دیدگاه ها (۵)

★US....در حالی که صدای کفش‌های پاشنه‌بلندش توی پاساژ میپیچید...

+ ( یوشیرو تو نمیتونی.... ما... ما ازدواج کردیم من زنتم!) و ...

شرلوک هلمز در خیابون ها قدم میزد. صبح هنگامی که دید مردم زیا...

حل کن اینو (معما رو) کامنت بزار شرلوک هلمز در خیابون ها قدم ...

معمای پلیسی (آی کیوهای 120به بالا بفرمایند...)شرلوک هلمز در ...

حل کن اینو (معما رو)شرلوک هلمز در خیابون ها قدم میزد. صبح هن...

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند ...

"کارل تانزلر وونکوسل" یک میکروبیولوژیست و میکرب‌شناس در بیما...

part: 10

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط